تاریخ

روایت هولوکاست؛ وقتی تاریخ گریه می‌کند

هولوکاست

هولوکاست

هولوکاست (از واژهٔ یونانی ὁλόκαυστον به معنای «همه‌سوزی») یا شوآ (به عبری: השואה، به معنای «فاجعه») به کشتار دسته‌جمعی و نسل‌کشی نزدیک به شش میلیون یهودی اروپایی بر پایهٔ نژاد، مذهب و ملیت در جریان جنگ جهانی دوم اطلاق می‌شود. این رویداد بین سال‌های ۱۹۴۱ تا پایان ۱۹۴۵ توسط آلمان نازی و در اردوگاه‌های مرگ این رژیم به اجرا درآمد.

حدود دو سوم جمعیت یهودیان اروپا در این فاجعه کشته شدند.

شیوه‌های اجرای کشتار

کشتارها به‌صورت سازمان‌یافته و در قالب سیاست‌های رسمی حکومت نازی انجام می‌شد. این اقدامات شامل موارد زیر بود:

  • شلیک‌های دسته‌جمعی در پوگروم‌ها
  • سیاست پاکسازی از طریق کار اجباری در اردوگاه‌های کار اجباری
  • استفاده از وانت‌های گاز
  • به‌کارگیری اتاق‌های گاز در اردوگاه‌های مرگ

برخی از مهم‌ترین اردوگاه‌های پاکسازی عبارت بودند از:

نام اردوگاه کشور امروزی ویژگی شاخص
آشویتس لهستان بزرگ‌ترین مرکز مرگ
بلزک لهستان اردوگاه پاکسازی
خلمنو لهستان استفاده از وانت‌های گاز
مایدانک لهستان اردوگاه کار و مرگ
تربلینکا لهستان مرکز کشتار گسترده
سوبیبور لهستان اردوگاه مرگ

در جریان شب بلورین (۹ تا ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸)، مغازه‌ها، خانه‌ها و کنیسه‌های یهودیان تخریب و به آتش کشیده شدند.

آغاز جنگ و گسترش سیاست‌های نژادی

تهاجم آلمان به لهستان در سپتامبر ۱۹۳۹، آغاز جنگ جهانی دوم بود. پس از آن:

  • گتوها برای جداسازی یهودیان ایجاد شدند.
  • سیاست‌های جداسازی نژادی شدت گرفت.
  • اردوگاه‌ها و مراکز متعدد در سراسر اروپای اشغال‌شده تأسیس شد.

جداسازی در گتوها زمینه اجرای سیاست موسوم به «راه‌حل نهایی» را فراهم کرد؛ سیاستی که در کنفرانس وانزه توسط فرماندهان ارشد نازی مطرح شد.

تشدید کشتارها در شرق اروپا

با پیشروی آلمان به سمت شرق، سیاست‌های ضدیهودی رادیکال‌تر شدند. این اقدامات تحت هماهنگی اس‌اس و با دستور مستقیم رهبران حزب نازی انجام می‌گرفت.

فاجعه هولوکاست

آینزاتس‌گروپن (جوخه‌های مرگ شبه‌نظامی) با همکاری ارتش آلمان و همدستان محلی، بین سال‌های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ حدود ۱٫۳ میلیون یهودی را در شلیک‌های دسته‌جمعی و پوگروم‌ها کشتند.

از میانهٔ سال ۱۹۴۲:

  • یهودیان از گتوها با قطارهای باری به اردوگاه‌های مرگ منتقل شدند.
  • بسیاری در اتاق‌های گاز کشته شدند.
  • برخی در اثر کار اجباری، بیماری یا راه‌پیمایی‌های مرگ جان باختند.
  • این روند تا پایان جنگ جهانی دوم در مه ۱۹۴۵ ادامه داشت.

دیگر قربانیان حکومت نازی

یهودیان تنها قربانیان این دوره نبودند. در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵، گروه‌های دیگری نیز هدف سرکوب و پاکسازی قرار گرفتند:

  • لهستانی‌های غیریهودی
  • غیرنظامیان شوروی و اسیران جنگی آن
  • کولی‌ها
  • مخالفان سیاسی و مذهبی
  • مردان همجنسگرا

واژه‌شناسی

نخستین کاربرد ثبت‌شدهٔ واژهٔ هولوکاست در معنای امروزی آن، در سال ۱۸۹۵ توسط روزنامهٔ نیویورک تایمز و برای توصیف قتل‌عام مسیحیان ارمنی به‌دست نیروهای عثمانی گزارش شده است.

این واژه از ریشهٔ یونانی زیر گرفته شده است:

واژه یونانی معنا
ὅλος (hólos) همه
καυστός (kaustós) سوزاندن / قربانی کردن
ὁλόκαυστος سراسر سوخته / همه‌سوزی

در متون کتاب مقدس، اصطلاح شوآ (عبری: שׁוֹאָה) به معنای «فاجعه» به کار رفته و از قرون وسطی نیز برای اشاره به «ویرانی» یا «تخریب» استفاده می‌شد. این واژه بعدها به اصطلاح عبری استاندارد برای اشاره به قتل یهودیان اروپایی تبدیل شد.

بر اساس گزارش روزنامهٔ هاآرتس، نویسنده‌ای به نام یهودا ارز احتمالاً نخستین فردی بود که رویدادهای آلمان نازی را با عنوان «شوآ» توصیف کرد. نشریهٔ داوار و سپس هاآرتس در سپتامبر ۱۹۳۹ این واژه را به کار بردند.

ویژگی‌های متمایزکننده

همکاری گسترده میان سازمان‌ها

مایکل برنباوم دربارهٔ ساختار حکومت آلمان نازی می‌نویسد که این کشور به «حکومتی کشتارمحور» تبدیل شده بود. به گفتهٔ او، تقریباً تمام بخش‌های دستگاه اداری گستردهٔ آلمان در روند کشتارها نقش داشتند.

مشارکت نهادهای مختلف

در روند اجرای سیاست‌های ضدیهودی، سازمان‌ها و نهادهای متعددی همکاری می‌کردند:

کلیساها و وزارت کشور: تأمین مدارک تولد یهودیان

سازمان پست: ارسال دستورهای نفی بلد و اخراج

وزارت دارایی: مصادره اموال یهودیان

شرکت‌های آلمانی: اخراج کارگران یهودی و ابطال سهام متعلق به آنان

دانشگاه‌ها: جلوگیری از پذیرش دانشجویان یهودی، عدم اعطای مدرک و اخراج استادان یهودی

دفاتر ترابری دولتی: برنامه‌ریزی و زمان‌بندی حرکت قطارها برای انتقال یهودیان به اردوگاه‌ها

شرکت‌های داروسازی: انجام آزمایش‌های دارویی بر زندانیان اردوگاه‌ها

شرکت‌های صنعتی: رقابت برای عقد قرارداد ساخت کوره‌های آدم‌سوزی

دهوماگ (IBM آلمان): ثبت و پردازش اطلاعات قربانیان با استفاده از کارت‌های پانچ

پس از ورود زندانیان به اردوگاه‌های مرگ، تمامی دارایی‌های شخصی آن‌ها به زور ضبط می‌شد. این اموال فهرست‌بندی و برچسب‌گذاری شده و برای استفاده مجدد یا بازیافت به آلمان ارسال می‌گردید.

برنباوم می‌نویسد که «راه‌حل نهایی مسئله یهود» در نگاه عاملان آن، بزرگ‌ترین دستاورد آلمان تلقی می‌شد.

همچنین، بانک ملی آلمان از طریق حسابی جعلی به نام ماکس هایلیگر به وارد کردن دارایی‌های سرقت‌شدهٔ قربانیان به چرخهٔ مالی کشور کمک می‌کرد.

نبود همبستگی گسترده اجتماعی

سائول فریدلاندر می‌نویسد:

«هیچ گروه اجتماعی، هیچ انجمن مذهبی، هیچ بنیاد دانشگاهی یا گروه تخصصی در آلمان و سراسر اروپا همبستگی‌ای آشکار با یهودیان اعلام نکرد.»

او اشاره می‌کند که برخی کلیساهای مسیحی تنها در مواردی محدود اعلام کردند یهودیانی که تغییر دین داده و مسیحی شده‌اند باید به‌عنوان مسیحی پذیرفته شوند؛ با این حال، این حمایت نیز کامل و فراگیر نبود.

عامل تمایز هولوکاست

به باور فریدلاندر، یکی از ویژگی‌های متمایزکنندهٔ هولوکاست این بود که:

سیاست‌های ضدیهودی توانستند بدون مواجهه با مقاومت مؤثر اجتماعی رشد کنند.

نیروهای بازدارنده‌ای که معمولاً در جوامع پیشرفته در برابر افراط‌گرایی شکل می‌گیرند، در این مورد نتوانستند مانع اجرای این سیاست‌ها شوند.

ایدئولوژی

در بسیاری از کشتارهای تاریخی، اهدافی کاربردی مانند تصرف سرزمین، کنترل منابع یا کسب قدرت سیاسی نقش اصلی را ایفا می‌کردند. با این حال، به گفتهٔ یهودا بائر، تاریخ‌نگار و نویسندهٔ اسرائیلی، انگیزهٔ اصلی هولوکاست ماهیتی کاملاً ایدئولوژیک داشت.

او می‌نویسد:

«انگیزهٔ اصلی هولوکاست کاملاً ایدئولوژیک بود و ریشه در جهان خیالی و تصور نازی‌ها داشت؛ جایی که دسیسه‌ای بین‌المللی از سوی یهودیان برای کنترل جهان در برابر آرمان آریایی تصویر می‌شد. هیچ کشتاری تا آن زمان تا این اندازه بر پایهٔ اوهام، افسانه‌ها و ایدئولوژی ناکاربردی بنا نشده بود — هرچند با روش‌هایی عقلانی و سازمان‌یافته اجرا شد.»

ویژگی متمایز در ارادهٔ حکومتی

ابرهارد یکل، تاریخ‌دان آلمانی، در سال ۱۹۸۶ یکی از ویژگی‌های متمایزکنندهٔ هولوکاست را چنین توصیف می‌کند:

«پیش از آن، هیچ حکومتی زیر نظر مستقیم رهبر خود اعلام نکرده بود که گروه مشخصی از انسان‌ها — شامل سالخوردگان، زنان، کودکان و حتی خردسالان — باید هرچه سریع‌تر کشته شوند و سپس این تصمیم را با استفاده از تمام ابزارهای قدرت اجرایی کند.»

این تصمیم نه‌تنها اعلام شد، بلکه با بسیج کامل ساختار حکومتی به اجرا درآمد.

گسترهٔ جغرافیایی کشتار

کشتارهای سازمان‌یافته تقریباً در تمامی مناطق اشغال‌شده توسط آلمان نازی انجام شد؛ مناطقی که امروزه شامل ۳۵ کشور اروپایی هستند.

آمار تقریبی قربانیان در مناطق مختلف

منطقه شمار تقریبی قربانیان یهودی
اروپای مرکزی و شرقی نزدیک به ۵ میلیون نفر
لهستان اشغال‌شده حدود ۳ میلیون نفر
اتحاد جماهیر شوروی حدود ۱ میلیون نفر
هلند، فرانسه، بلژیک، یوگسلاوی، یونان صدها هزار نفر

در این اردوگاه‌ها، قربانیان اغلب پس از انتقال با قطارهای باری، یا مستقیماً در اتاق‌های گاز کشته می‌شدند یا در نتیجهٔ کار اجباری، بیماری، گرسنگی و شرایط غیرانسانی جان خود را از دست می‌دادند.

آزمایش‌های پزشکی بر انسان‌ها

یکی از بارزترین جلوه‌های کشتار نازی‌ها در جریان جنگ جهانی دوم، استفاده از انسان‌ها به‌عنوان «ابزارهای آزمایش‌های پزشکی» بود.

به گفتهٔ رائول هیلبرگ، «پزشکان آلمانی که خواهان عضویت در حزب بودند، به‌شدت تحت تأثیر باورهای نازی قرار می‌گرفتند.» شماری از این پزشکان در اردوگاه‌های آشوویتس، داخائو، بوخن‌والد، راونسبروک، زاخسنهاوزن و ناتزوایلر بر روی زندانیان آزمایش انجام می‌دادند.

اردوگاه‌های محل انجام آزمایش‌ها

نام اردوگاه کشور امروزی نوع فعالیت
آشوویتس لهستان آزمایش‌های گسترده پزشکی
داخائو آلمان آزمایش‌های فشار و سرما
بوخن‌والد آلمان آزمایش‌های دارویی
راونسبروک آلمان آزمایش‌های جراحی
زاخسنهاوزن آلمان آزمایش‌های انسانی
ناتزوایلر فرانسه آزمایش‌های پزشکی

یوزف منگله

از مشهورترین پزشکان فعال در اردوگاه‌ها، دکتر یوزف منگله بود که در آشوویتس فعالیت می‌کرد.

نمونه‌ای از آزمایش‌های انجام‌شده توسط او:

  • قرار دادن زندانیان در اتاق‌های فشار
  • آزمایش داروهای مختلف بر روی انسان‌ها
  • منجمد کردن افراد برای بررسی تحمل سرما
  • تلاش برای تغییر رنگ چشم با تزریق مواد شیمیایی به چشم کودکان
  • انجام قطع عضو و جراحی‌های متعدد

ابعاد کامل فعالیت‌های او هرگز به‌طور دقیق مشخص نشد، زیرا بخشی از اسناد پزشکی که برای دکتر اوتمار فون فرشوئر در مؤسسهٔ کایزر ویلهلم ارسال شده بود، توسط فرشوئر نابود شد.

تقریباً تمامی افرادی که در آزمایش‌های منگله به‌عنوان نمونه مورد استفاده قرار می‌گرفتند، بلافاصله یا اندکی پس از انجام آزمایش کشته و کالبدشکافی می‌شدند.

آزمایش بر روی کودکان کولی

منگله به‌ویژه بر روی کودکان کولی آزمایش انجام می‌داد. او برای جلب اعتماد کودکان، برایشان شیرینی و اسباب‌بازی می‌آورد و گاه شخصاً آن‌ها را تا اتاق‌های گاز همراهی می‌کرد.

کودکان او را با نام «عمو منگله» (Onkel Mengele) صدا می‌زدند.

روایت ورا الکساندر

ورا الکساندر، یکی از زندانیان یهودی آشوویتس که مسئول مراقبت از ۵۰ جفت دوقلوی کولی بود، دربارهٔ یکی از این موارد چنین روایت می‌کند:

«یکی از آن جفت دوقلوها را به‌خوبی به یاد دارم: گیدو و اینا، چهار ساله بودند. یک روز منگله آن‌ها را برد. وقتی بازگردانده شدند، وضعیت دهشتناکی داشتند؛ آن‌ها را پشت به پشت به هم دوخته بودند، مانند دوقلوهای سیامی. زخم‌هایشان عفونت کرده و ترشح داشت. شب و روز فریاد می‌کشیدند. سپس پدر و مادرشان — یادم هست نام مادر، استلا بود — توانستند مقداری مرفین تهیه کنند و برای کاهش درد، کودکان را کشتند.»

ایجاد و اجرا

ریشه‌ها

به باور یهودا بائر، رائول هیلبرگ و لوسی داویدوویتس، جامعه و فرهنگ آلمان از قرون میانه به بعد با اندیشه‌های ضدیهودی خو گرفته بود و میان پوگروم‌های سده‌های میانی و اردوگاه‌های مرگ نازی‌ها پیوندی تاریخی وجود دارد.

جنبش فلکیش و نژادپرستی شبه‌علمی

در نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم، در آلمان و اتریش-مجارستان جنبشی به نام فلکیش (Völkisch) شکل گرفت. این جنبش تحت تأثیر اندیشه‌های افرادی مانند هیوستون استیوارت چمبرلین و پل د لاگارد بود.

ویژگی‌های اصلی این جریان عبارت بود از:

  • تکیه بر نوعی نژادپرستی شبه‌دانش‌وارانه
  • تصویر کردن یهودیان به‌عنوان نژادی در ستیز دائمی با «نژاد آریایی»
  • جایگزین کردن تعریف نژادی به جای تعریف دینی از یهودیان

تفاوت یهودی‌ستیزی ولکیش با یهودی‌ستیزی مسیحی در این بود که یهودیان را نه پیرو دینی دیگر، بلکه نژادی متفاوت و تغییرناپذیر تلقی می‌کرد.

چهره‌های شاخص یهودی‌ستیزی فلکیش

نام سمت / جایگاه مواضع مطرح‌شده
هرمان آلوارت رهبر فلکیش توصیف یهودیان به‌عنوان «مهاجمان» و «باسیل‌های وبا»
هاینریش کلاوس رهبر آلدویچر فرباند سلب شهروندی یهودیان و تنزل جایگاه آنان به «بیگانه»

هاینریش کلاوس در کتاب اگر من قیصر بودم (۱۹۱۲) خواستار:

  • سلب شهروندی یهودیان
  • منع مالکیت املاک
  • منع فعالیت اقتصادی و حرفه‌ای
  • جلوگیری از حضور در روزنامه‌نگاری، بانکداری و مشاغل آزاد

او «یهودی» را فردی تعریف می‌کرد که:

  • در سال ۱۸۷۱ پیرو دین یهود بوده باشد، یا
  • دست‌کم یکی از پدربزرگ یا مادربزرگ‌هایش یهودی بوده باشد

گسترش اندیشه‌های نژادی

در دوران امپراتوری آلمان، اندیشه‌های فلکیش و نژادپرستی شبه‌علمی به‌تدریج فراگیر شدند. به‌ویژه در میان طبقات تحصیل‌کرده، باور به نابرابری ذاتی انسان‌ها رواج یافت.

اگرچه احزاب فلکیش در انتخابات ۱۹۱۲ رایشتاگ شکست خوردند، اما:

  • یهودی‌ستیزی وارد برنامه‌های احزاب سیاسی شد.
  • زمینه فکری برای شکل‌گیری حزب نازی فراهم گردید.
  • حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان (نازی) که در ۱۹۲۰ تأسیس شد، یکی از انشعابات همین جریان بود و همان مبانی یهودی‌ستیزانه را دنبال می‌کرد.

پیوند نژادپرستی و مدرنیته

در پایان سدهٔ نوزدهم و آغاز سدهٔ بیستم:

  • پیشرفت‌های علمی و فناوری در آلمان چشمگیر بود.
  • ثروت ملی افزایش یافته بود.
  • امید به ساخت «آرمان‌شهر اجتماعی» تقویت شده بود.

اما همزمان، اندیشه‌هایی نیز رواج یافت که بر پایهٔ:

  • نگرش فرگشتی به جامعه
  • اصلاح نژادی (اوژنیک)
  • برتری زیستی برخی انسان‌ها نسبت به دیگران
  • استوار بود.

دتلف پوکرت، تاریخ‌دان، معتقد است که شوآ صرفاً محصول یهودی‌ستیزی نبود، بلکه نتیجهٔ «رادیکال شدن‌های انباشته» بود؛ یعنی جریان‌های کوچک و پراکنده‌ای که در نهایت به جریانی عظیم و مرگبار انجامیدند.

پس از جنگ جهانی اول

پس از جنگ جهانی اول:

  • خوش‌بینی پیش از جنگ جای خود را به سرخوردگی و بی‌اعتمادی داد.
  • بوروکرات‌های آلمانی مشکلات اجتماعی را حل‌ناپذیرتر از گذشته می‌دیدند.
  • این باور شکل گرفت که باید افراد «زیست‌شناسانه مناسب‌تر» حفظ شوند و افراد «نامناسب» حذف گردند.
  • رکود بزرگ اقتصادی نیز بر این روند تأثیر گذاشت. در بخشی از جامعه پزشکی، ایدهٔ هومرگسازی بیماران روانی و معلولان نادرمان به‌عنوان راهی برای جلوگیری از «هدر رفت منابع» مطرح شد.
  • تا سال ۱۹۳۳ و به قدرت رسیدن نازی‌ها، بخشی از جامعه آلمان آمادگی ذهنی برای حفظ «نژاد ارزشمند» و حذف «نژاد نامطلوب» را پیدا کرده بود.

دیدگاه‌های هیتلر

آدولف هیتلر به‌صراحت از بیزاری خود نسبت به یهودیان سخن می‌گفت. در کتاب نبرد من، او از بیرون راندن یهودیان از عرصه‌های سیاسی، فکری و فرهنگی سخن گفته است.

اگرچه در این کتاب به‌طور مستقیم از نابودی فیزیکی یهودیان سخن نمی‌گوید، اما گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد در محافل خصوصی مواضع تندتری بیان می‌کرد.

گفته شده است که او در سال ۱۹۲۲ به سرهنگ یوزف هل اظهار داشت که پس از رسیدن به قدرت، نابودی یهودیان را در اولویت قرار خواهد داد و این روند را تا پاک‌سازی کامل آلمان ادامه خواهد داد.

دیدگاه‌های هاینریش کلاوس

هاینریش کلاوس در کتاب اگر من قیصر بودم (۱۹۱۲) پیشنهادهایی دربارهٔ یهودیان آلمان مطرح می‌کند که بیانگر رویکرد نژادگرایانهٔ جریان فلکیش بود.

  • مهم‌ترین خواسته‌های او
  • سلب شهروندی یهودیان
  • منع مالکیت املاک
  • منع فعالیت‌های اقتصادی و حرفه‌ای
  • جلوگیری از حضور در روزنامه‌نگاری، بانکداری و مشاغل آزاد

تعریف او از «یهودی»

معیار توضیح
وابستگی دینی فردی که در سال ۱۸۷۱ پیرو دین یهود بوده باشد
تبار خانوادگی فردی که دست‌کم یکی از پدربزرگ یا مادربزرگ‌هایش یهودی بوده باشد

گسترش اندیشه‌های نژادی

در دوران امپراتوری آلمان، اندیشه‌های فلکیش و نژادپرستی شبه‌علمی به‌تدریج گسترش یافتند. این دیدگاه‌ها به‌ویژه در میان طبقات تحصیل‌کرده نفوذ پیدا کردند و باور به نابرابری ذاتی انسان‌ها رواج بیشتری یافت.

اگرچه احزاب فلکیش در انتخابات ۱۹۱۲ رایشتاگ شکست خوردند و از صحنهٔ سیاسی کنار رفتند، اما پیامدهای فکری آن‌ها باقی ماند:

یهودی‌ستیزی وارد برنامه‌ها و گفتمان احزاب سیاسی شد.

زمینهٔ نظری و اجتماعی برای شکل‌گیری حزب نازی فراهم گردید.

حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان (نازی) که در سال ۱۹۲۰ تأسیس شد، از دل همین جریان‌ها پدید آمد و همان مبانی یهودی‌ستیزانه را دنبال کرد.

واقعه  هولوکاست

پیوند نژادپرستی و مدرنیته

در اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم، آلمان شاهد تحولات چشمگیری بود:

تحولات مثبت

  • پیشرفت‌های گستردهٔ علمی و فناوری
  • افزایش ثروت ملی
  • تقویت امید به تحقق نوعی «آرمان‌شهر اجتماعی»
  • اما همزمان، اندیشه‌هایی نیز رواج یافت که بر پایهٔ نابرابری زیستی انسان‌ها استوار بود.

مبانی این دیدگاه‌ها

  • نگرش فرگشتی به جامعه
  • نظریه‌های اصلاح نژادی (اوژنیک)
  • باور به برتری زیستی برخی گروه‌ها نسبت به دیگران

دتلف پوکرت، تاریخ‌دان، معتقد است که شوآ تنها نتیجهٔ یهودی‌ستیزی نبود، بلکه حاصل «رادیکال شدن‌های انباشته» بود؛ یعنی مجموعه‌ای از جریان‌های کوچک و پراکنده که در نهایت به روندی عظیم و مرگبار انجامیدند.

پس از جنگ جهانی اول

  • پایان جنگ جهانی اول نقطهٔ عطفی در تحولات اجتماعی آلمان بود.
  • پیامدهای روانی و اجتماعی
  • خوش‌بینی پیش از جنگ جای خود را به سرخوردگی و بی‌اعتمادی داد.
  • بوروکرات‌های آلمانی مشکلات اجتماعی را عمیق‌تر و حل‌ناپذیرتر از گذشته می‌دیدند.
  • این تصور شکل گرفت که باید افراد «زیست‌شناسانه مناسب‌تر» حفظ شوند و افراد «نامناسب» کنار گذاشته شوند.

تأثیر رکود بزرگ

رکود بزرگ اقتصادی این روند را تشدید کرد. در بخشی از جامعهٔ پزشکی، ایدهٔ هومرگسازی بیماران روانی و معلولان نادرمان به‌عنوان راهی برای جلوگیری از «هدررفت منابع» مطرح شد.

تا سال ۱۹۳۳ و به قدرت رسیدن نازی‌ها، بخش‌هایی از جامعهٔ آلمان آمادگی ذهنی برای حفظ «نژاد ارزشمند» و حذف «نژاد نامطلوب» پیدا کرده بودند.

دیدگاه‌های هیتلر

آدولف هیتلر آشکارا از بیزاری خود نسبت به یهودیان سخن می‌گفت. در کتاب نبرد من، او از حذف یهودیان از عرصه‌های سیاسی، فکری و فرهنگی آلمان سخن به میان آورده است.

اگرچه در این اثر به‌طور مستقیم از نابودی فیزیکی یهودیان سخن گفته نشده، اما گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد او در محافل خصوصی مواضع تندتری بیان می‌کرد.

بر اساس برخی روایت‌ها، او در سال ۱۹۲۲ به سرهنگ یوزف هل گفته بود که پس از دستیابی به قدرت، نابودی یهودیان را در اولویت قرار خواهد داد و این روند را تا «پاک‌سازی کامل» آلمان ادامه خواهد داد.

گسترش اندیشه‌های نژادی

در دوران امپراتوری آلمان، اندیشه‌های فلکیش و نژادپرستی شبه‌علمی به‌تدریج گسترش یافتند. این دیدگاه‌ها به‌ویژه در میان طبقات تحصیل‌کرده نفوذ کردند و باور به نابرابری ذاتی انسان‌ها رواج بیشتری پیدا کرد.

اگرچه احزاب فلکیش در انتخابات ۱۹۱۲ رایشتاگ شکست خوردند و از صحنهٔ سیاسی کنار رفتند، اما تأثیرات فکری آن‌ها باقی ماند.

پیامدهای ماندگار این جریان‌ها

ورود یهودی‌ستیزی به برنامه‌ها و گفتمان احزاب سیاسی

فراهم شدن زمینهٔ نظری و اجتماعی برای شکل‌گیری حزب نازی

حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان (نازی) که در سال ۱۹۲۰ تأسیس شد، از دل همین جریان‌ها پدید آمد و همان مبانی یهودی‌ستیزانه را دنبال کرد.

پیوند نژادپرستی و مدرنیته

در اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم، آلمان شاهد تحولات چشمگیری بود که هم‌زمان دو مسیر متفاوت را رقم زد.

تحولات مثبت

حوزه توضیح
علم و فناوری پیشرفت‌های گسترده و چشمگیر
اقتصاد افزایش ثروت ملی
اجتماع تقویت امید به تحقق نوعی «آرمان‌شهر اجتماعی»

اما در کنار این پیشرفت‌ها، اندیشه‌هایی نیز رواج یافت که بر پایهٔ نابرابری زیستی انسان‌ها استوار بود.

مبانی این دیدگاه‌ها

نگرش فرگشتی به جامعه

نظریه‌های اصلاح نژادی (اوژنیک)

باور به برتری زیستی برخی گروه‌ها نسبت به دیگران

دتلف پوکرت، تاریخ‌دان، بر این باور است که شوآ تنها محصول یهودی‌ستیزی نبود، بلکه نتیجهٔ «رادیکال شدن‌های انباشته» بود؛ یعنی مجموعه‌ای از جریان‌های کوچک و پراکنده که در نهایت به روندی عظیم و مرگبار انجامیدند.

پس از جنگ جهانی اول

پایان جنگ جهانی اول نقطهٔ عطفی در تحولات اجتماعی و فکری آلمان بود.

پیامدهای روانی و اجتماعی

  • خوش‌بینی پیش از جنگ جای خود را به سرخوردگی و بی‌اعتمادی داد.
  • بوروکرات‌های آلمانی مشکلات اجتماعی را عمیق‌تر و پیچیده‌تر از گذشته می‌دیدند.
  • این تصور شکل گرفت که باید افراد «زیست‌شناسانه مناسب‌تر» حفظ شوند و افراد «نامناسب» کنار گذاشته شوند.

تأثیر رکود بزرگ

رکود بزرگ اقتصادی این روند را تشدید کرد. در بخشی از جامعهٔ پزشکی، ایدهٔ هومرگسازی بیماران روانی و معلولان نادرمان به‌عنوان راهی برای جلوگیری از «هدررفت منابع» مطرح شد.

تا سال ۱۹۳۳ و به قدرت رسیدن نازی‌ها، بخش‌هایی از جامعهٔ آلمان آمادگی ذهنی برای حفظ «نژاد ارزشمند» و حذف «نژاد نامطلوب» پیدا کرده بودند.

آغاز جنگ جهانی دوم

اشغال لهستان

با حمله آلمان به لهستان در سپتامبر ۱۹۳۹، ضرورت پاسخ به آنچه «پرسش یهود» نامیده می‌شد، بیش از پیش در سیاست‌های نازی‌ها برجسته شد. لهستان در آن زمان سرزمینی با نزدیک به دو میلیون یهودی بود؛ جمعیتی که حدود ۹ درصد کل ساکنان کشور را تشکیل می‌داد و پیشینه‌ای چندصدساله در این سرزمین داشت.

پس از اشغال، حدود دو سوم از یهودیان لهستان تحت سلطه آلمان نازی قرار گرفتند و بخش دیگر نیز پس از ۱۷ سپتامبر همان سال، به کنترل اتحاد جماهیر شوروی درآمدند.

همراهی آینزاتس‌گروپن با ارتش آلمان

ارتش آلمان (ورماخت) در جریان این تهاجم با هفت گردان ویژه از نیروهای اس‌اس، شامل آینزاتس‌گروپن و آینزاتس‌کماندو، همراهی می‌شد. شمار این نیروها در مجموع حدود ۳٬۰۰۰ نفر بود و مأموریت آن‌ها پشتیبانی از ارتش در پشت جبهه و مقابله با «همه عناصر ضدآلمانی دشمن» اعلام شده بود.

نکات مهم درباره این نیروها:

  • بیشتر فرماندهان آینزاتس‌گروپن افراد تحصیل‌کرده و متخصص بودند.
  • ۱۵ نفر از ۲۵ رهبر این واحدها دارای مدرک دکترای تخصصی بودند.
  • تا ۲۹ اوت ۱۹۳۹، یعنی دو روز پیش از تهاجم، فهرستی شامل ۳۰٬۰۰۰ نفر برای انتقال به اردوگاه‌ها تهیه شده بود.
  • در هفته نخست تهاجم، روزانه حدود ۲۰۰ نفر به جوخه‌های اعدام سپرده می‌شدند.

ایجاد گتوها در لهستان اشغالی

راینهارد هایدریش، فرماندار بوهم و موراوی، پیشنهاد کرد یهودیان لهستان در گتوهایی در شهرهای اصلی نگهداری شوند؛ جایی که از آنان برای کار در مراکز صنعتی مرتبط با جنگ استفاده می‌شد.

گتوها در شهرهایی ایجاد شدند که به شبکه راه‌آهن دسترسی داشتند تا، به گفته هایدریش، «در آینده امکان اخراج و کنترل بهتر فراهم باشد».
آدولف آیشمان در بازجویی سال ۱۹۶۱ اظهار داشت که منظور از این «اخراج در آینده»، همان «پاکسازی فیزیکی» بوده است.

انتقال و اسکان اجباری

آلمانی‌ها یهودیان ساکن مناطق تازه‌اشغال‌شده، از جمله اتریش، چک‌اسلواکی و لهستان غربی را به مرکز لهستان، که آن را «دولت عمومی» می‌نامیدند، منتقل کردند. برای تسهیل این روند، آنان در گتوهای شهرهای اصلی متمرکز می‌شدند.

یکی از طرح‌های مطرح‌شده، اسکان یهودیان در جنوب شرقی لهستان در کمپ نیسکو بود؛ اما این طرح با مخالفت هانس فرانک، فرماندار ارشد دولت عمومی، روبه‌رو شد. در نیمه اکتبر ۱۹۴۰ این طرح دوباره بررسی شد و مقرر گردید اسکان در منطقه لوبلین انجام گیرد. کوچ اجباری تا ژانویه ۱۹۴۱ تحت نظارت افسر اس‌اس، اودیلو گلوبوکنیک، ادامه داشت، اما به دلیل مشکلات سیاسی و تدارکاتی متوقف شد.

سخن هانس فرانک

«من هیچ فرمانی درباره یهودیان صادر نکردم، مگر آنکه آن‌ها باید از روی زمین محو شوند
— هانس فرانک، فرماندار لهستان اشغالی

پوگروم‌های ضدیهودی

پیش از آغاز جنگ نیز در لهستان پوگروم‌های ضدیهودی رخ داده بود؛ از جمله در حدود ۱۰۰ شهرستان میان سال‌های ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۷ و همچنین مواردی در سال ۱۹۳۸ ثبت شده است.

در ژوئن و ژوئیه ۱۹۴۱، در جریان پوگروم‌های لووف (در اوکراین کنونی)، نزدیک به ۶٬۰۰۰ یهودی در خیابان‌ها توسط مردم محلی و نیروهای شبه‌نظامی اوکراینی کشته شدند. همچنین بین ۲٬۵۰۰ تا ۳٬۵۰۰ نفر دیگر در تیراندازی‌های دسته‌جمعی توسط آینزاتس‌گروپن C جان باختند.

در پوگروم یدوابنه، در ۱۰ ژوئیه ۱۹۴۱، گروهی از لهستانی‌ها در این شهر به کشتار جمعیت یهودی محل پرداختند و آنان را در یک طویله زنده به آتش کشیدند. احتمال داده می‌شود این حمله توسط پلیس مخفی آلمان (زیکهایتسدینست) سازمان‌دهی شده باشد.

جدول جمع‌بندی رویدادهای مهم

رویداد تاریخ توضیح
حمله آلمان به لهستان سپتامبر ۱۹۳۹ آغاز مرحله جدیدی از سیاست‌های نازی علیه یهودیان
تشکیل گتوها از ۱۹۳۹ به بعد تمرکز و کنترل جمعیت یهودی در شهرهای دارای راه‌آهن
طرح نیسکو و لوبلین ۱۹۴۰–۱۹۴۱ برنامه‌های اسکان اجباری (متوقف‌شده)
پوگروم‌های لووف ۱۹۴۱ کشتار گسترده یهودیان در اوکراین کنونی
پوگروم یدوابنه ۱۰ ژوئیه ۱۹۴۱ کشتار و سوزاندن یهودیان در طویله

گتوها

آلمانی‌ها در مناطق «دولت عمومی» و همچنین نواحی مورد اختلاف، اقدام به ایجاد گتوهای یهودی‌نشین کردند. این گتوها عملاً از جهان بیرون جدا شده بودند و ارتباط بسیار محدودی با خارج داشتند.

در اوایل سال ۱۹۴۱، گتوی ورشو حدود ۴۴۵٬۰۰۰ نفر جمعیت داشت که نزدیک به ۱۳۰٬۰۰۰ نفر از آنان از مناطق دیگر منتقل شده بودند. دومین گتوی بزرگ، یعنی گتوی ووچ، نیز حدود ۱۶۰٬۰۰۰ نفر سکنه داشت.

با وجود آنکه گتوی ورشو حدود ۳۰٪ جمعیت شهر را در خود جای داده بود، تنها ۲٫۵٪ از مساحت شهر به آن اختصاص داشت و به طور میانگین ۹ نفر در هر اتاق زندگی می‌کردند. ازدحام شدید، بهداشت پایین و کمبود غذا باعث مرگ هزاران نفر شد؛ به‌گونه‌ای که فقط در سال ۱۹۴۱ بیش از ۴۳٬۰۰۰ نفر از ساکنان جان باختند.

اداره گتوها

بر اساس نامه‌ای به تاریخ ۲۱ سپتامبر ۱۹۳۹ از سوی راینهارت هایدریش، رئیس اداره اصلی امنیت رایش، هر گتو باید توسط نهادی به نام یودنرات (شورای ارشدان یهودی) اداره می‌شد.

ویژگی‌های این شورا:

  • متشکل از ۲۴ مرد یهودی محلی و بانفوذ
  • مسئول اداره امور روزمره گتو
  • واسطه میان مقامات آلمانی و ساکنان
  • وظایف یودنرات
  • توزیع غذا، آب و دارو
  • سامان‌دهی محل اسکان
  • ثبت و مدیریت جمعیت
  • سازمان‌دهی کار اجباری
  • همکاری در اجرای تبعیدهای اجباری

آلمان‌ها همچنین توقیف دارایی‌های ساکنان و تسهیل انتقال آنان به اردوگاه‌های پاکسازی را نیز بر عهده این شوراها گذاشته بودند.

تهاجم به دانمارک و نروژ

آلمان در ۹ آوریل ۱۹۴۰، طی عملیات «وزراوبونگ»، به نروژ و دانمارک حمله کرد.

دانمارک

دانمارک بسیار سریع تصرف شد و فرصتی برای شکل‌گیری مقاومت وجود نداشت. دولت دانمارک در قدرت باقی ماند و آلمان‌ها تصمیم گرفتند با آن همکاری کنند؛ بنابراین تا پیش از سال ۱۹۴۲ اقدامات اندکی علیه یهودیان دانمارک انجام گرفت.

نروژ

تا ژوئن ۱۹۴۰ نروژ نیز به طور کامل اشغال شد. تا پایان همان سال:

  • جمعیت یهودی حدود ۱٬۸۰۰ نفر بود
  • بسیاری از آنان از برخی مشاغل محروم شدند
  • در سال ۱۹۴۱ ثبت اجباری اموال و خانه‌ها آغاز شد

در نوامبر ۱۹۴۱، ۵۳۲ یهودی در اسلو توسط پلیس دستگیر و با کشتی به آلمان منتقل شدند و سپس با قطار مستقیم به آشویتس فرستاده شدند. تنها ۹ نفر از آنان از جنگ جان سالم به در بردند.

تهاجم به فرانسه و دیگر کشورهای نزدیک

در مه ۱۹۴۰، آلمان به هلند، لوکزامبورگ، بلژیک و فرانسه حمله کرد.

بلژیک

پس از تسلیم بلژیک، این کشور زیر نظر فرماندار نظامی آلمانی، الکزاندر فون فالکن‌هاوزن، اداره می‌شد. او تدابیری علیه حدود ۹۰٬۰۰۰ یهودی ساکن اجرا کرد؛ بسیاری از آنان آوارگان آلمانی یا اروپای شرقی بودند.

هلند

در هلند، آرتور زایس-اینکوارت به عنوان رایش‌کومیسار منصوب شد و سیاست تعقیب یهودیان را اجرا کرد.

اقدامات انجام‌شده:

  • اخراج یهودیان از مشاغل
  • ثبت اجباری در دولت
  • محدودیت‌های اجتماعی

در فوریه ۱۹۴۱ شهروندان غیریهودی هلند در اعتراض تظاهرات کردند، اما این اعتراض‌ها به سرعت سرکوب شد.

از ژوئیه ۱۹۴۲ به بعد:

  • بیش از ۱۰۷٬۰۰۰ یهودی هلندی اخراج شدند
  • تنها حدود ۵٬۰۰۰ نفر زنده ماندند

بیشتر آنان به آشویتس فرستاده شدند. نخستین قطار تبعید، در ۱۵ ژوئیه ۱۹۴۲، ۱٬۱۳۵ نفر را منتقل کرد. همچنین ده‌ها هزار نفر دیگر با قطار به اردوگاه مرگ سوبیبور فرستاده شدند و تنها شمار اندکی زنده ماندند.

فرانسه و حکومت ویشی

فرانسه حدود ۳۰۰٬۰۰۰ یهودی داشت که میان دو منطقه تقسیم شده بودند:

منطقه وضعیت
شمال تحت اشغال مستقیم آلمان
جنوب دولت ویشی (مطیع آلمان)

در مناطق اشغالی، سیاست‌های ضدیهودی به سرعت اجرا شد.
در ژوئیه ۱۹۴۰، یهودیان آلزاس-لورن اخراج و به فرانسه ویشی منتقل شدند.

دولت ویشی نیز قوانین ضدیهودی را در مستعمرات اجرا کرد:

  • الجزایر
  • تونس
  • مراکش

در تونس با ورود نیروهای آلمانی و ایتالیایی، حدود ۵٬۰۰۰ یهودی به کار اجباری گرفته شدند.

طرح ماداگاسکار

پس از سقوط فرانسه، طرحی مطرح شد که بر اساس آن همه یهودیان اروپا به جزیره ماداگاسکار منتقل شوند تا شرایط دشوار زندگی باعث مرگ تدریجی آنان شود.

ویژگی‌های طرح:

  • پیش‌تر نیز در دهه ۱۹۳۰ مطرح شده بود
  • دفتر هیتلر آن را بررسی کرد
  • به دلیل ناتوانی آلمان در شکست بریتانیا و کنترل دریا اجرا نشد
  • در فوریه ۱۹۴۲ رسماً کنار گذاشته شد

تهاجم به یوگسلاوی و یونان

در آوریل ۱۹۴۱، آلمان به یوگسلاوی و یونان حمله کرد و هر دو کشور تا پایان همان ماه تسلیم شدند.

تقسیم مناطق

  • یونان میان آلمان و ایتالیا تقسیم شد
  • یوگسلاوی تجزیه گردید
منطقه وضعیت
شمال یوگسلاوی ضمیمه آلمان
سواحل ضمیمه ایتالیا
باقی کشور کرواسی دست‌نشانده و صربستان تحت اداره پلیسی

یوگسلاوی حدود ۸۰٬۰۰۰ یهودی داشت.

صربستان

در اوت ۱۹۴۲ «عاری از یهود» اعلام شد.

کرواسی و اوستاشه

حزب اوستاشه:

  • بیشتر یهودیان را کشتن را کشت یا اخراج کرد
  • گاه اجازه تغییر دین برای نجات از مرگ می‌داد
  • در ۱۸ آوریل ۱۹۴۴، کرواسی نیز «عاری از یهود» اعلام شد.
  • از میان ۱۱۵ اجتماع مذهبی یهودی یوگسل
  • صرب‌های ارتودوکس و مسلمانااوی، تنها اجتماع زاگرب توانست از جنگ جان سالم به در ببرد.

تهاجم به اتحاد جماهیر شوروی

دلایل

آلمان در ۲۲ ژوئن ۱۹۴۱ به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرد؛ روزی که به گفته برخی تاریخ‌نگاران از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ اروپا و آغاز فاجعه‌ای گسترده بود. این حمله به‌منزله جهشی اساسی به سوی هولوکاست توصیف شده است.

دستگاه تبلیغات آلمان تلاش می‌کرد این جنگ را چنین معرفی کند:

  • نبرد میان ناسیونال‌سوسیالیسم آلمان و «بلشویسم یهودی»
  • جنگی نژادی علیه یهودیان، اسلاوها و کولی‌ها
  • با این حال، برخی پژوهشگران دلایل عملی‌تری را نیز مطرح می‌کنند.

اهداف راهبردی آلمان

هدف توضیح
زمین‌های کشاورزی تأمین غذای رایش
منابع طبیعی پشتیبانی از صنایع نظامی
میادین نفتی کنترل بزرگ‌ترین منابع نفتی اروپا

تلفات انسانی جنگ در شرق

در فاصله اوایل پاییز ۱۹۴۱ تا اواخر بهار ۱۹۴۲:

حدود ۲ میلیون اسیر جنگی شوروی اعدام شدند یا بر اثر گرسنگی و بیماری جان باختند

تا سال ۱۹۴۴، شمار کشته‌شدگان شوروی دست‌کم ۲۰ میلیون نفر برآورد می‌شد

کشتارهای دسته‌جمعی

با پیشروی ارتش آلمان، کشتار «عناصر ضدآلمانی» به واحدهای ویژه اس‌اس به نام آینزاتس‌گروپن سپرده شد.

اهداف اولیه عملیات

  • نابودی رهبران محلی حزب کمونیست
  • کارمندان دولت
  • افراد «رادیکال»
  • یهودیان (به‌عنوان بخشی از این سیاست‌ها)

استقرار نیروها

واحد منطقه عملیات
آینزاتس‌گروپ A کشورهای بالتیک
آینزاتس‌گروپ B بلاروس
آینزاتس‌گروپ C اوکراین
آینزاتس‌گروپ D جنوب اوکراین

هر واحد بین ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ نیرو داشت و تعدادی کارمند اداری نیز همراه آنان بودند.

ابعاد کشتار

تا زمستان ۱۹۴۱–۱۹۴۲:

حدود ۵۰۰٬۰۰۰ نفر کشته شدند

تا پایان جنگ:

  • نزدیک به ۲ میلیون نفر
  • حدود ۱٫۳ میلیون یهودی
  • حدود ۲۵۰٬۰۰۰ کولی
  • نقش ارتش و مردم محلی
  • نیروی زمینی آلمان:
  • شاهد کشتارها بود
  • از آن‌ها عکس می‌گرفت
  • گاه مستقیماً تیراندازی می‌کرد
  • برای توجیه این اقدامات، قربانیان با عنوان‌هایی مانند «راهزن»، «پارتیزان» یا «اسیر» معرفی می‌شدند.

مشارکت محلی نیز گسترده بود:

  • معرفی یهودیان به نیروهای آلمانی
  • گردآوری قربانیان
  • شرکت مستقیم در تیراندازی‌ها

در لیتوانی، لتونی و غرب اوکراین، جمعیت محلی نقش مهمی در کشتارها داشتند و هزاران نفر به دست آنان کشته شدند.

به‌سوی هولوکاست

در بسیاری از کشتارهای میدانی، روندی تقریباً مشابه تکرار می‌شد. قربانیان ابتدا مجبور بودند لباس‌های خود را درآورند و اموالشان را تحویل دهند. سپس:

کنار گودال‌ها به صف می‌ایستادند

یا به داخل گودال رانده می‌شدند تا منتظر مرگ بمانند

در مواردی افراد بر روی لایه‌ای از اجساد پیشین قرار می‌گرفتند. این شیوه که توسط برخی افسران اس‌اس بارها اجرا شد، به «چیدن ساردینی» شهرت داشت.

گسترش دامنه قربانیان

در آغاز، واحدهای کشتار بیشتر مردان یهودیِ بالغ و دارای موقعیت اجتماعی یا شغلی را هدف قرار می‌دادند؛ یعنی مردان حدوداً ۱۵ تا ۶۰ ساله که در اداره‌ها یا حرفه‌های مشخص فعالیت داشتند.
اما از تابستان ۱۹۴۱ دامنه کشتار به‌سرعت گسترش یافت و زنان و کودکان نیز هدف قرار گرفتند.

بر اساس گزارش‌ها، دستورهای صادرشده نشان می‌دادند که:

همه یهودیان بدون استثنا باید کشته شوند

حتی زنان و کودکان نیز شامل این سیاست بودند

با این حال برخی پژوهشگران معتقدند این روند در همه مناطق هم‌زمان آغاز نشد و به‌تدریج شدت گرفت.

نمونه‌هایی از کشتارهای بزرگ

چند رویداد شاخص نشان‌دهنده ابعاد کشتارهای جمعی در شرق اروپا است:

محل شرح کوتاه
پوناری نزدیک ویلنیوس ده‌ها هزار یهودی و هزاران غیر یهودی کشته شدند
کامیانتس-پودیلسکی حدود بیست‌وچند هزار قربانی طی چند روز
بابی‌یار نزدیک کی‌یف بیش از سی هزار نفر تنها در دو روز

در بابی‌یار نیروهای اس‌اس، پلیس و نیروهای محلی مشارکت داشتند و ارتش آلمان نیز در گردآوری قربانیان کمک کرد. این محل در ادامه جنگ نیز برای کشتارهای بیشتر استفاده شد.

مسئله تصمیم نهایی

تاریخ‌دانان اتفاق نظر دارند که در فاصله بهار تا پاییز ۱۹۴۱ سیاست ضدیهودی آلمان به‌صورت تدریجی رادیکال‌تر شد.
اما درباره یک نکته اختلاف نظر وجود دارد:

آیا در همان زمان فرمان مستقیم برای نابودی همه یهودیان اروپا صادر شده بود؟

برخی پژوهشگران معتقدند پیش از حمله به شوروی چنین دستور صریحی وجود نداشت و کشتارها نتیجه تفسیرهای هرچه افراطی‌تر از دستورهای کلی بود؛ یعنی روندی که مرحله‌به‌مرحله به سیاست نابودی کامل انجامید.

متحدان آلمان و سیاست‌های ضدیهودی

رومانی

رومانی تدابیر ضدیهودی را در بهار و تابستان ۱۹۴۰ به اجرا گذاشت تا اتحاد خود با آلمان را تحکیم کند.

یهودیان از مشاغل دولتی کنار گذاشته شدند، دارایی‌هایشان ضبط شد، و پوگروم‌ها شکل گرفتند.

در ژوئن ۱۹۴۱، رومانی به حمله آلمان به شوروی پیوست.

پوگروم‌ها و کشتارهای شاخص:

بخارست و یاشی: هزاران کشته

اودسا: حدود ۲۵٬۰۰۰ کشته بین اکتبر ۱۹۴۱ تا مارس ۱۹۴۲

اردوگاه‌های کار اجباری در ترانس‌نیستریا ایجاد شد و ۱۵۴٬۰۰۰–۱۷۰٬۰۰۰ یهودی در آن تبعید شدند.

بلغارستان، اسلواکی، و مجارستان

کشور اقدامات ضدیهودی توضیحات
بلغارستان مقررات نظامی، ساعت خاموشی، نشان زرد، ممنوعیت ازدواج میان‌نژادی، ثبت دارایی‌ها طرح اخراج یهودیان صوفیه لغو شد و بسیاری به مناطق دورافتاده تبعید شدند.
اسلواکی اخراج ۷٬۵۰۰ یهودی در ۱۹۳۸، تدابیر ضدیهودی ۱۹۴۰، فرستادن ۶۰٬۰۰۰ یهودی به گتوها و اردوگاه‌ها هولوکاست در اسلواکی بیشتر از یک طرح دست‌نشانده بود و تحت هدایت دولت خود اجرا شد.
مجارستان محدودیت‌های مشابه و همکاری با آلمان در مراحل بعدی تعداد دقیق قربانیان وابسته به اجرای دستورات نازی‌ها بود.

ایتالیا، فنلاند، و ژاپن

ایتالیا: برخی تدابیر ضدیهودی داشت، اما یهودستیزی کمتر از آلمان بود. در مناطق تحت اشغال، یهودیان نسبتا امن بودند و برخی مسوولان ایتالیایی به حمایت از آنان پرداختند. حدود ۲٬۶۰۰ یهودی لیبیایی به اردوگاه‌های ایتالیا فرستاده شدند و ۵۶۲ تن کشته شدند.

فنلاند: تحت فشار در ۱۹۴۲ موظف به تحویل ۱۵۰–۲۰۰ یهودی غیرفنلاندی به آلمانی‌ها شد. اعتراض مردم و دولت باعث شد تنها ۸ نفر اخراج شوند که تنها یک نفر زنده ماند.

ژاپن: یهودستیزی اندک بود و یهودیان تحت آزار مستقیم قرار نگرفتند. در شانگهای محدودیت‌هایی اعمال شد، اما کشته نشدند.

اردوگاه‌های کار اجباری

آلمان نخست از اردوگاه‌های کار اجباری برای نگهداری و تعقیب مخالفان سیاسی و دیگر «دشمنان حکومت» استفاده می‌کرد. گروه‌های بزرگ یهودی تا پیش از شب کریستالی (نوامبر ۱۹۳۸) به این اردوگاه‌ها فرستاده نشده بودند. هرچند نرخ مرگ در این مکان‌ها بالا بود، اما در آغاز این اردوگاه‌ها به عنوان مراکز کشتار جمعی طراحی نشده بودند.

با شعله‌ور شدن جنگ در ۱۹۳۹، اردوگاه‌های جدیدی در خارج از آلمان بر پا شدند. تا ژانویه ۱۹۴۵، اس‌اس بیش از ۷۰۰٬۰۰۰ زندانی در اختیار داشت که نیمی از آنان تا پایان مه ۱۹۴۵ کشته شده بودند.

کارکرد و سیاست‌ها

پس از ۱۹۴۲، کارکرد اقتصادی اردوگاه‌ها بر ایجاد رعب و کشتار غلبه یافت و کار اجباری به اجرا درآمد.

سیاست «پاکسازی از راه کار اجباری» (Vernichtung durch Arbeit) اعمال شد: زندانیان تا سرحد مرگ به کار گرفته می‌شدند و در پایان، یا به اتاق گاز فرستاده می‌شدند یا شلیک می‌شدند.

میانگین عمر زندانیان در اردوگاه‌های مرگ به دلیل بیماری، گرسنگی و کار طاقت‌فرسا حدود ۳ ماه بود.

شرایط انتقال و طبقه‌بندی

انتقال زندانیان با قطارهای محدود از نظر آب و هوا انجام می‌شد؛ زندانیان مدت طولانی پشت‌به‌پشت در واگن‌ها نگه داشته می‌شدند.

از میانه ۱۹۴۲، زندانیان جدید برای ۴ هفته در قرنطینه نگهداری می‌شدند.

زندانیان نشان‌های رنگی مثلثی بر لباس می‌بستند که دلیل زندانی شدنشان را مشخص می‌کرد:

قرمز: زندانی سیاسی

ارغوانی: شاهد یهوه

سیاه و سبز: مجرمان

صورتی: همجنس‌گرایان مرد

زرد: یهودیان (دو مثلث زرد روی هم برای ستاره داوود)

در اردوگاه آشویتس، زندانیان شماره شناسایی خود را به صورت تتو روی دست دریافت می‌کردند.

راه حل نهایی و ورود آمریکا به جنگ

در ۷ دسامبر ۱۹۴۱، هواپیماهای ژاپنی به پایگاه دریایی پرل هاربر در هونولولو حمله کردند و باعث کشته شدن ۲٬۴۰۳ آمریکایی شدند. روز بعد، ایالات متحده به ژاپن اعلان جنگ کرد و در ۱۱ دسامبر، آلمان نازی نیز به آمریکا اعلان جنگ داد. هیتلر معتقد بود که یهودیان آمریکایی، به دلیل قدرت و نفوذشان، ایالات متحده را از جنگ دور نگه می‌داشتند و با ورود آمریکا به جنگ، او یهودیان را مسئول می‌دانست.

پیش‌زمینه تصمیم هیتلر

در ژانویه ۱۹۳۹، هیتلر هشدار داده بود: «اگر سرمایه‌داری جهانی یهود موجب جنگ جهانی دیگر شود، نتیجه پاکسازی کامل یهودیان در اروپا خواهد بود.»

به باور کریستیان گرلاش، قصد علنی هیتلر برای اجرای «پاکسازی یهودیان» در ۱۲ دسامبر ۱۹۴۱ یا حوالی آن، یک روز پس از اعلام جنگ آمریکا، مطرح شد.

واکنش و دستورهای رهبری نازی

یوزف گوبلز در دفتر یادداشت خود نوشت که هیتلر مصمم به پاکسازی یهودیان است و این هشدارها عملی و جدی بودند.

کریستوفر براونینگ معتقد است که هیتلر دستور مستقیم صادر نکرد، اما رهبران حزب را به رادیکال کردن سیاست موجود تشویق کرد.

پتر لانگریش سخنرانی هیتلر را به درخواست برای «رادیکال کردن سیاست ضدیهودی» تعبیر می‌کند، اما جزئیات اجرایی به رهبران محلی واگذار شد.

گزارش یکی از افسران گمنام اس‌دی در ۱۹۴۴ بیان می‌کند که پس از ورود آمریکا به جنگ، نابودی کامل یهودیان اروپا به دستور هیتلر آغاز شد.

اقدامات مرتبط با لهستان

چهار روز پس از دیدار هیتلر با رهبران ارشد حزب، هانس فرانک، فرماندار ارشد لهستان اشغالی، اعلام کرد: «ما باید یهودیان را ناپدید کنیم … آن‌ها باید از میان بروند.»

در ۱۸ دسامبر، هیتلر و هیملر جلسه‌ای با عنوان «Juden frage | als Partisanen auszurotten» (پرسش یهود | همانند پارتیزان‌ها پاکسازی شوند) برگزار کردند. براونینگ این جلسه را به معنای بررسی چگونگی توجیه کشتارها تعبیر می‌کند.

کنفرانس وانزه

در ۲۰ ژانویه ۱۹۴۲، اوبرگروپنفورر–اس‌اس راینهارت هایدریش، رئیس اداره اصلی امنیت رایش، جلسه‌ای در ویلایی در حومه وانزه برلین برگزار کرد. ۱۵ نفر از رهبران ارشد حزب نازی و اس‌اس، از جمله آدولف آیشمان و هاینریش مولر، در این جلسه حضور داشتند. هشت نفر از این ۱۵ تن دارای مدرک دکترا بودند و نشان می‌دادند که توانایی درک کامل آنچه گفته می‌شد را داشتند. صورت جلسه این نشست تحت عنوان «پروتکل وانزه» تهیه شد و نسخه‌ای از آن در مارس ۱۹۴۷ توسط دادستان‌های آمریکایی یافت شد.

اهداف کنفرانس

  • بررسی و نهایی کردن راه حل نهایی یهودیان اروپا (Endlösung der Judenfrage).
  • تقسیم وظایف و هماهنگی سیاست‌ها میان دستگاه‌های نازی.
  • تعیین تصدی امور توسط هایدریش.
  • بحث درباره وضعیت آلمانی‌های Mischlinge (نیمه‌یهودی) و جایگاه آنان در این برنامه.

هایدریش به حاضران گفت:

«راه حل دیگری جای طرح پیشین کوچ اجباری یهودیان به شرق اروپا گرفته است؛ مشروط به اجازه پیشوا. با هدایت مناسب، یهودیان برای کار اجباری به شرق گماشته می‌شوند، و گروه بزرگی از آنان در این مسیر به دلایل طبیعی خواهند مرد.»

این اخراج‌ها در آغاز تنها یک راه حل موقتی (Ausweichmöglichkeiten) به‌شمار می‌آمدند و بسته به تحولات نظامی شامل یهودیان کشورهای تحت کنترل آلمان نبود نیز می‌شد.

اردوگاه‌های مرگ و گسترش آن‌ها

در پایان ۱۹۴۱، آلمان ساخت و گسترش اردوگاه‌های مرگ را در لهستان اشغالی آغاز کرد. برخی از اردوگاه‌های اصلی و مشخصات آن‌ها به شرح زیر است:

اردوگاه موقعیت کشته‌شده‌ها اتاق‌های گاز وانت‌های گاز شروع ساخت شروع کشتار دسته‌جمعی با گاز
آشویتس II بژژنکا ۱٬۰۸۲٬۰۰۰ (شامل ۹۶۰٬۰۰۰ یهودی) ۴ اکتبر ۱۹۴۱ حوالی ۲۰ مارس ۱۹۴۲
بلزک بوژتس ۶۰۰٬۰۰۰ بله ۱ نوامبر ۱۹۴۱ ۱۷ مارس ۱۹۴۲
خلمنو خلمنو ناد نرم ۳۲۰٬۰۰۰ بله ۸ دسامبر ۱۹۴۱
مایدانک لوبلین ۷۸٬۰۰۰ بله ۷ اکتبر ۱۹۴۱ اکتبر ۱۹۴۲
سوبیبور سوبیبور ۲۵۰٬۰۰۰ بله فوریه ۱۹۴۲ مه ۱۹۴۲
تربلینکا تربلینکا ۸۷۰٬۰۰۰ بله مه ۱۹۴۲ ۲۳ ژوئیه ۱۹۴۲

کل کشته‌شدگان: حدود ۳٬۲۱۸٬۰۰۰ نفر

دیگر اردوگاه‌های مرگ

مالی تروستنتس: نزدیک مینسک، حدود ۶۵٬۰۰۰ نفر کشته شدند.

ماوتهاوزن: اتریش.

اشتوتهوف: نزدیک گدانسک، لهستان.

زاخسنهاوزن و راونسبروک: آلمان.

این اردوگاه‌ها دارای اتاق‌های گاز بودند تا زندانیانی که توانایی کار نداشتند، به قتل برسند.

وانت‌های گاز

وانت‌های گاز برای پاکسازی دسته‌جمعی در خلمنو مورد استفاده قرار گرفتند و ریشه آن‌ها به برنامه عملیات تی۴ بازمی‌گردد. در دسامبر ۱۹۳۹ و ژانویه ۱۹۴۰، این وانت‌ها با سیلندرهای گاز و اتاقکی درزگیری‌شده برای کشتن بیماران روانی و ازکارافتادگان در لهستان اشغالی به کار رفتند.

با ادامه شلیک‌های دسته‌جمعی در شوروی، هیملر نگران مشکلات روانی سربازان بود و به دنبال راهی برای ساده‌تر کردن روند کشتار می‌گشت. در دسامبر ۱۹۴۱، وانت‌های گازی که از گازهای حاصل از احتراق داخلی موتور برای قتل استفاده می‌کردند، در خلمنو معرفی شدند. قربانیان در اتاقک‌ها کشته شده و اجسادشان در حفره‌های جنگل دفن می‌شدند.

این روش در دیگر مناطق اشغالی از جمله گتو مینسک و یوگسلاوی نیز به کار گرفته شد، اما ظرفیت محدود وانت‌ها و اثرات روانی روی عاملان، آن را ناکارآمد می‌کرد.

اتاق‌های گاز

سال ۱۹۴۲ به عنوان راس کشتارها شناخته می‌شود و بیش از سه میلیون یهودی در این سال کشته شدند که حدود ۱٫۴ میلیون نفر در دولت عمومی لهستان قرار داشتند. قربانیان توسط قطارهای باری به اردوگاه‌های مرگ منتقل می‌شدند.

در اردوگاه‌های بلزک، سوبیبور و تربلینکا، تقریباً همه واردین مستقیم به اتاق‌های گاز فرستاده می‌شدند و تنها شمار کمی برای جایگزینی کارگران مرده به کار گرفته می‌شدند. در آشوویتس، حدود ۲۰ درصد یهودیان به کار گرفته می‌شدند.

قربانیان گفته می‌شد که برای استحمام و پاکسازی کنه‌ها وارد اتاق‌ها می‌شوند و لباس‌های خود را درمی‌آوردند. پس از پر شدن اتاق، زایکلون ب از منافذ تهویه آزاد می‌شد و قربانیان طی ۲۰ دقیقه جان می‌باختند.

پس از مرگ، گروه زوندرکوماندو—کارگران یهودی—اجساد را بیرون می‌آورد، دندان‌های طلا، موها، جواهرات و اشیای شخصی را جمع‌آوری می‌کردند. ابتدا اجساد در گودال‌ها دفن می‌شدند و رویشان آهک ریخته می‌شد، اما بین سپتامبر و نوامبر ۱۹۴۲، حدود ۱۰۰٬۰۰۰ جسد از خاک بیرون آورده و سوزانده شدند. در اوایل ۱۹۴۳، کوره‌های آدم‌سوزی و اتاق‌های گاز جدید ساخته شد تا پاسخگوی نیاز بیشتر باشند.

اردوگاه‌های عملیات راینهارد

اردوگاه‌های بلزک، سوبیبور و تربلینکا کوچکتر از آشوویتس بودند و تحت عنوان اردوگاه‌های عملیات راینهارد شناخته می‌شدند. بین مارس ۱۹۴۲ تا نوامبر ۱۹۴۳:

حدود ۱٬۵۲۶٬۵۰۰ یهودی در این سه اردوگاه با اتاق‌های گاز و گازهای حاصل از موتورهای دیزلی کشته شدند.

در تربلینکا، ورودی اردوگاه به شکل ایستگاه قطار طراحی شد تا قربانیان آرام شوند.

قربانیان در ابتدا در گودال‌ها دفن می‌شدند، اما از اواخر ۱۹۴۲ اجساد از خاک بیرون آورده و سوزانده شدند تا مدارک جرم پنهان شود. استخوان‌های باقی مانده نیز تا حد پودر شدن خرد شدند.

مقاومت یهود

به گفته پتر لونگریش، تا اواخر سال ۱۹۴۲ تقریباً هیچ مقاومت گسترده‌ای در گتوهای لهستان دیده نمی‌شد. رائول هیلبرگ این موضوع را به تجربه تاریخی طولانی آزار و اذیت یهودیان نسبت می‌دهد؛ یعنی راهبردی که طی آن برای جلوگیری از تشدید خشونت، دستورها را می‌پذیرفتند تا شاید فشارها فروکش کند.
تیموتی اسنایدر نیز معتقد است تنها پس از اخراج‌های گستردهٔ تابستان ۱۹۴۲ بود که توافق جدی برای مقاومت مسلحانه شکل گرفت.

شکل‌گیری گروه‌های مقاومت

چندین سازمان زیرزمینی در گتوها و شهرها ایجاد شدند:

  • سازمان نبرد یهود (ŻOB) در گتو ورشو
  • اتحادیه نظامی یهود (ŻZW) در ورشو
  • سازمان پارتیزانی متحد در ویلنا
  • بیش از ۱۰۰ شورش در دست‌کم ۱۹ گتو در شرق اروپا رخ داد.

مهم‌ترین خیزش‌ها و شورش‌ها

رویداد زمان توضیح
خیزش گتوی ورشو آوریل ۱۹۴۳ بزرگ‌ترین قیام؛ حدود ۱۰۰۰ جنگجو چهار هفته در برابر اس‌اس مقاومت کردند
شورش تربلینکا ۲ اوت ۱۹۴۳ زندانیان اردوگاه را آتش زدند و شماری گریختند
خیزش بیاویستوک ۱۶ اوت ۱۹۴۳ پنج روز نبرد پس از اعلام اخراج دسته‌جمعی
فرار سوبیبور ۱۴ اکتبر ۱۹۴۳ کشته شدن چند افسر اس‌اس و فرار حدود ۳۰۰ زندانی
شورش زوندرکوماندو آشوویتس ۷ اکتبر ۱۹۴۴ انفجار کوره آدم‌سوزی شماره ۵

خیزش گتوی ورشو

در ۱۹ آوریل ۱۹۴۳، نیروهای آلمانی برای انتقال آخرین ساکنان به اردوگاه‌های مرگ وارد گتو شدند، اما با مقاومت شدید روبه‌رو شدند.
حدود ۱۰۰۰ جنگجوی کم‌تجهیزات نزدیک به چهار هفته نیروهای اس‌اس را درگیر کردند.

پیامدها:

  • حدود ۱۴٬۰۰۰ یهودی کشته شدند
  • ۵۳٬۰۰۰ تا ۵۶٬۰۰۰ نفر اخراج شدند
  • محله‌ها به طور کامل ویران شد

مقاومت در اردوگاه‌ها

برخی از مهم‌ترین اقدامات:

  • در تربلینکا زندانیان چند نگهبان را کشتند و اردوگاه را آتش زدند
  • در سوبیبور ۱۱ افسر اس‌اس کشته شد و حدود ۳۰۰ نفر گریختند
  • در آشوویتس اعضای زوندرکوماندو کوره را منفجر کردند، اما همگی کشته شدند

پیوستن به پارتیزان‌ها

بسیاری از یهودیان به جنگل‌ها و مرداب‌ها گریختند و به نیروهای چریکی پیوستند.

نوع نیرو تعداد تقریبی
پارتیزان‌های یهودی در اروپا ۲۰٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ نفر
پیوسته به پارتیزان‌های شوروی ۲۰٬۰۰۰ تا ۳۰٬۰۰۰ نفر

نمونهٔ شناخته‌شده: گروه بیلسکی در بلاروس که صدها غیرنظامی یهودی را نجات داد.

یهودیان همچنین به مقاومت لهستانی پیوستند و حتی شمار شرکت‌کنندگان یهودی در خیزش ورشو ۱۹۴۴ بیش از خیزش گتوی ورشو ۱۹۴۳ بود.

مقاومت لهستان و انتشار خبر کشتارها

به گفته مایکل فلمینگ، دولت در تبعید لهستان در لندن از اواخر سال ۱۹۴۰ و پس از دریافت گزارش‌های فراوان از شبکهٔ زیرزمینی لهستان، از وجود اردوگاه آشوویتس آگاه شد.
این اطلاعات به کمک کاپیتان ویتولد پیلِتسکی به دست آمد؛ افسری که عمداً اجازه داد در سپتامبر ۱۹۴۰ دستگیر و به آشوویتس منتقل شود.

پیلِتسکی تا زمان فرارش در آوریل ۱۹۴۳ سه مأموریت اصلی داشت:

  • ایجاد شبکهٔ مقاومت در داخل اردوگاه
  • آماده‌سازی برای تصرف احتمالی اردوگاه از درون
  • ارسال مخفیانه گزارش‌ها به بیرون

نخستین گزارش‌های بین‌المللی

در ۶ ژانویه ۱۹۴۲، ویاچسلاو مولوتف وزیر خارجه شوروی پیام دیپلماتیکی دربارهٔ جنایات آلمان منتشر کرد.
این پیام بر اساس موارد زیر بود:

  1. کشف گورهای دسته‌جمعی در مناطق آزادشده
  2. بیرون آمدن اجساد از خاک

شهادت شاهدان عینی

یک ماه بعد، سلاما بن وینر از خلمنو گریخت و اطلاعاتی را به مقاومت یهودیان در گتوی ورشو رساند.
گزارش او با نام «گزارش گرویانوفسکی» در ژوئن ۱۹۴۲ به لندن رسید.

همچنین در همان سال، یان کارسکی پس از ورود مخفیانه به گتوی ورشو، پیام‌هایی برای متفقین فرستاد.

گزارش رسمی لهستان

تا تابستان ۱۹۴۲، رهبران لهستانی از کشتارهای گسترده در آشوویتس آگاه بودند.
وزارت کشور لهستان در گزارشی نوشت:

در این اردوگاه‌ها روش‌های مختلفی برای کشتار استفاده می‌شود:
تیرباران، کشتار با ابزار ضربه‌ای، و اتاق‌های گاز.
اتاق‌های گاز عمدتاً برای بیماران، ناتوانان، اسیران جنگی شوروی و اخیراً یهودیان به کار می‌رود.

این گزارش به لندن ارسال، ترجمه و سپس به ایالات متحده منتقل شد.

اطلاع‌رسانی به جهان

در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۲، ادوارد رازینسکی وزیر خارجه لهستان دربارهٔ کشتارها سخنرانی کرد و به موارد زیر اشاره نمود:

موضوع گزارش توضیح
اردوگاه‌ها تربلینکا، بلزک و سوبیبور
روش کشتار استفاده از گاز
وضعیت جمعیت کشته شدن حدود یک‌سوم یهودیان لهستان

این گزارش در رسانه‌های مهم جهان منتشر شد و در ۱۷ دسامبر ۱۹۴۲ یازده کشور متفق بیانیه مشترکی در محکومیت این جنایات صادر کردند.

واکنش دولت‌ها و افکار عمومی

با وجود اطلاع از جنایات، برخی دولت‌ها انتشار گسترده خبرها را محدود کردند.

بریتانیا نگران افزایش یهودستیزی در کشورهای اروپایی بود

آمریکا بیم داشت جنگ به «جنگ برای نجات یهودیان» تعبیر شود

نکته مهم این بود که با وجود آگاهی دولت‌ها و حتی بسیاری از مردم اروپا، بسیاری از خود قربانیان از سرنوشت نهایی‌شان اطلاع دقیقی نداشتند.
به گفته سائول فریدلاندر، بسیاری از یهودیان اروپا نمی‌توانستند باور کنند گزارش‌ها واقعاً درباره نابودی کامل آن‌هاست.

هولوکاست در مجارستان

تا سال‌های ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۳ بیشتر گتوهای یهودی در دولت عمومی لهستان تخلیه شده و ساکنان آن‌ها به اردوگاه‌های مرگ منتقل شده بودند. تنها استثنا گتوی ووچ بود که تا میانهٔ ۱۹۴۴ باقی ماند.
در جریان «عملیات جشن برداشت» (۳ و ۴ نوامبر ۱۹۴۳) حدود ۴۲ هزار یهودی با شلیک مستقیم کشته شدند.

در همان زمان، قطارهای حامل یهودیان به‌طور منظم از اروپای غربی و جنوبی به اردوگاه‌های مرگ می‌رسیدند. اهمیت این انتقال‌ها به حدی بود که:

اولویت اول راه‌آهن: نیازهای ارتش

اولویت دوم: انتقال یهودیان به اردوگاه‌ها

حتی با فشارهای نظامی اواخر ۱۹۴۲ نیز این قطارها متوقف نشدند.
برخی مدیران نظامی و اقتصادی آلمان از اتلاف نیروی کار متخصص ناراضی بودند، اما برای رهبران نازی اهداف ایدئولوژیک بر ملاحظات اقتصادی مقدم بود.

تشدید کشتارها در ۱۹۴۴

در سال ۱۹۴۳ روشن شده بود که آلمان در جنگ در حال شکست است، اما کشتارها نه‌تنها متوقف نشد بلکه در ۱۹۴۴ با سرعت بیشتری ادامه یافت.
در این سال تنها در آشوویتس حدود ۵۰۰ هزار نفر به اتاق‌های گاز فرستاده شدند.

در ۱۹ مارس ۱۹۴۴ آلمان مجارستان را اشغال کرد و آدولف آیشمن برای سازمان‌دهی اخراج یهودیان به بوداپست اعزام شد.

اقدامات علیه یهودیان مجارستان

اقدام توضیح
نشان اجباری استفاده از ستاره زرد
مصادره امکانات ممنوعیت خودرو، دوچرخه، رادیو و تلفن
جداسازی انتقال اجباری به گتوها
تبعید انتقال گسترده به آشوویتس-برکناو

از ۱۵ مه تا ۹ ژوئیه ۱۹۴۴ حدود ۴۳۷ هزار یهودی مجارستانی به آشوویتس فرستاده شدند و تقریباً همگی بلافاصله کشته شدند.

یک ماه پیش از آغاز تبعیدها، آیشمن پیشنهادی با عنوان «خون در برابر کامیون» مطرح کرد:
مبادله یک میلیون یهودی با ۱۰ هزار کامیون و تجهیزات نظامی. این پیشنهاد از سوی متفقین رد و سپس علنی شد.

راهپیمایی‌های مرگ

تا میانهٔ ۱۹۴۴ بیشتر جوامع یهودی در دسترس آلمان نابود شده بودند.
با نزدیک شدن ارتش شوروی، نازی‌ها اردوگاه‌های شرق لهستان را تخلیه و آثار جنایت را از بین بردند:

  • تخریب اتاق‌های گاز
  • انفجار کوره‌های آدم‌سوزی
  • بیرون آوردن و سوزاندن اجساد گورهای دسته‌جمعی

از ژانویه تا آوریل ۱۹۴۵ زندانیان به سمت اردوگاه‌های داخل آلمان و اتریش حرکت داده شدند؛ رویدادی که به «راهپیمایی‌های مرگ» معروف شد.

شرایط راهپیمایی‌ها

  • حرکت‌های طولانی بدون غذا و سرپناه
  • انتقال فشرده در قطارها
  • شلیک به افراد ناتوان یا عقب‌مانده

در ژانویه ۱۹۴۵ حدود ۷۱۴ هزار زندانی در اردوگاه‌ها وجود داشت و تا ماه مه همان سال حدود ۲۵۰ هزار نفر در این راهپیمایی‌ها جان باختند.

آزادسازی اردوگاه‌ها

نخستین اردوگاه بزرگی که به دست نیروهای متفقین کشف شد مایدانک بود؛ نیروهای شوروی در ۲۵ ژوئیه ۱۹۴۴ آن را همراه با اتاق‌های گاز یافتند.
در مقابل، اردوگاه‌های تربلینکا، سوبیبور و بلزک پیش‌تر توسط آلمانی‌ها تخریب شده بودند و هنگام رسیدن نیروها چیزی از آن‌ها باقی نمانده بود.

در ۲۷ ژانویه ۱۹۴۵ ارتش شوروی وارد آشوویتس شد و حدود ۷۰۰۰ زندانی در بخش‌های اصلی و ۵۰۰ زندانی در بخش‌های فرعی را زنده یافت.

زمان آزادسازی برخی اردوگاه‌ها

اردوگاه تاریخ آزادسازی نیروهای آزادکننده
بوخن‌والد ۱۱ آوریل ۱۹۴۵ آمریکا
برگن-بلزن ۱۵ آوریل ۱۹۴۵ بریتانیا
داخاو ۲۹ آوریل ۱۹۴۵ آمریکا
راونسبروک ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ شوروی
ماوتهاوزن ۵ مه ۱۹۴۵ آمریکا
اردوگاه تاریخ آزادسازی نیروهای آزادکننده
بوخن‌والد ۱۱ آوریل ۱۹۴۵ آمریکا
برگن-بلزن ۱۵ آوریل ۱۹۴۵ بریتانیا
داخاو ۲۹ آوریل ۱۹۴۵ آمریکا
راونسبروک ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ شوروی
ماوتهاوزن ۵ مه ۱۹۴۵ آمریکا
اردوگاه تاریخ آزادسازی نیروهای آزادکننده
بوخن‌والد ۱۱ آوریل ۱۹۴۵ آمریکا
برگن-بلزن ۱۵ آوریل ۱۹۴۵ بریتانیا
داخاو ۲۹ آوریل ۱۹۴۵ آمریکا
راونسبروک ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ شوروی
ماوتهاوزن ۵ مه ۱۹۴۵ آمریکا

چند روز پیش از ورود ارتش شوروی نیز صلیب سرخ کنترل بازداشتگاه ترزینشتات را به دست گرفت.

صحنه‌های پس از آزادی

نیروهای بریتانیایی هنگام ورود به برگن-بلزن با حدود ۶۰ هزار زندانی ـ که بیشترشان یهودی بودند ـ و ۱۳ هزار جسد دفن‌نشده روبه‌رو شدند.
در هفته‌های بعد نیز حدود ۱۰ هزار نفر دیگر بر اثر تیفوس و گرسنگی جان باختند.

گزارش‌های شاهدان نشان می‌داد:

  • بسیاری از زندانیان توان حرکت نداشتند
  • زنده‌ها در کنار اجساد زندگی می‌کردند
  • بیماری و سوءتغذیه گسترده بود
  • کودکان تازه‌متولدشده اغلب دوام نمی‌آوردند

گزارش تکان‌دهندهٔ خبرنگار بی‌بی‌سی از این اردوگاه ابتدا چند روز پخش نشد، زیرا شدت خشونت و وضعیت انسانی آن برای مخاطبان غیرقابل تصور تلقی می‌شد.

آمار کشته‌شدگان

برآوردها نشان می‌دهد قربانیان یهودی هولوکاست حدود یک‌سوم کل یهودیان جهان و نزدیک به دو‌سوم یهودیان اروپا (با جمعیت تقریبی ۹٫۷ میلیون نفر در آغاز جنگ) را تشکیل می‌دادند.
یادمان «یاد واشم» اعلام می‌کند بیشتر بررسی‌های معتبر رقم ۵ تا ۶ میلیون کشته را تأیید می‌کنند.

مهم‌ترین برآوردهای پژوهشگران

پژوهشگر برآورد تعداد قربانیان
جرالد رایتلینگر ۴٫۲ تا ۴٫۵ میلیون
رائول هیلبرگ ۵٫۱ میلیون
یاکوب لشینتسکی ۵٫۹۵ میلیون
یهودا بائر و رابرت روزت (۱۹۹۰) ۵٫۵۹ تا ۵٫۸۶ میلیون
ولفگانگ بنز (۱۹۹۱) حدود ۵٫۲۹ تا بیش از ۶ میلیون

نقش وضعیت سیاسی کشورها در میزان تلفات

میزان مرگ‌ومیر ارتباط زیادی با وضعیت دولت‌ها داشت.

کشورهایی که دولت‌شان باقی ماند

در برخی کشورهای متحد آلمان، ساختار حکومتی حفظ شد و همین موضوع تا حدی مانع نابودی کامل یهودیان شد.

دانمارک: حدود ۹۹٪ نجات یافتند

فرانسه: حدود ۷۵٪ نجات یافتند

کشورهای اشغال‌شده و بی‌دولت

با نابودی دولت مرکزی، جوامع یهودی تقریباً کاملاً از میان رفتند:

هلند: حدود ۷۵٪ کشته شدند

استونی: حدود ۹۹٪ کشته شدند

لهستان و مناطق بالتیک: تقریباً نابودی کامل

به طور میانگین، شانس زنده‌ماندن یهودیان در این مناطق تنها حدود ۵٪ بود.
از جمعیت ۳٫۳ میلیون نفری یهودیان لهستان نیز نزدیک ۹۰٪ جان باختند.

آمار کشته‌شدگان هولوکاست و دیگر قربانیان نازی‌ها

قربانیان یهودی بر اساس کشور

کشور شمار یهودیان کشته‌شده
یونان ۵۹٬۱۹۵
هلند ۱۰۲٬۰۰۰
نروژ ۷۵۸
مجارستان ۵۰۲٬۰۰۰
لهستان ۲٬۱۰۰٬۰۰۰
لوکزامبورگ ۱٬۲۰۰
کرواسی ۳۲٬۰۰۰
فرانسه ۷۶٬۱۳۴
صربستان ۱۰٬۷۰۰
رومانی ۲۲۰٬۰۰۰
کشورهای حوزه بالتیک ۲۷۲٬۰۰۰
اتحاد جماهیر شوروی ۲٬۱۰۰٬۰۰۰
دانمارک ۱۱۶
چک‌اسلواکی ۱۴۳٬۰۰۰
بلغارستان ۱۱٬۳۹۳
بلژیک ۲۸٬۵۱۸
ایتالیا ۶٬۵۱۳
اتریش ۶۵٬۴۵۹
آلمان ۱۶۵٬۰۰۰
آلبانی ۵۹۱
کل ۵٬۸۹۶٬۵۷۷

قربانیان غیر یهودی و گروه‌های دیگر

نازی‌ها علاوه بر یهودیان، گروه‌های متنوع دیگری را نیز هدف قرار دادند، از جمله غیرنظامیان، اسیران جنگی، لهستانی‌های غیریهودی، کولی‌ها، مخالفان سیاسی، مردان همجنس‌گرا و شاهدان یهوه.

گروه تخمین شمار کشته‌شدگان
غیرنظامیان شوروی (غیر از ۱٫۳ میلیون یهودی) ۵٫۷ میلیون
اسیران جنگی شوروی (شامل ۵۰٬۰۰۰ یهودی) ۳ میلیون
لهستانی‌های غیریهودی ۱٫۸ میلیون
غیرنظامیان صرب ۳۱۲٬۰۰۰
ازکارافتادگان تا ۲۵۰٬۰۰۰
کولی‌ها ۱۹۶٬۰۰۰–۲۲۰٬۰۰۰
شاهدان یهوه ۱٬۹۰۰
مجرمان کمینه ۷۰٬۰۰۰
مردان همجنسگرا صدها تن؛ عدد دقیق مشخص نیست
مخالفان سیاسی عدد دقیق مشخص نیست

وضعیت لهستانی‌های غیریهودی

در مناطق تحت اشغال آلمان، رابطه اجتماعی با آلمانی‌ها ممنوع بود و کارگران لهستانی باید همواره در شرایط «دون‌پایگی همیشگی» قرار می‌گرفتند.

میان ۱٫۸ تا ۱٫۹ میلیون شهروند غیریهودی لهستانی در طی جنگ کشته شدند که حدود چهار-پنجم آن‌ها لهستانی‌تبار و باقی اوکراینی‌ها و بلاروس‌ها بودند.

نزدیک به ۲۰۰٬۰۰۰ نفر در اردوگاه‌های مرگ و ۱۴۶٬۰۰۰ نفر در آشوویتس جان باختند.

سایر قربانیان نیز در جریان کشتارهای دسته‌جمعی و خیزش‌هایی مانند خیزش ورشو (۱۲۰٬۰۰۰–۲۰۰٬۰۰۰ کشته) از بین رفتند.

کودکان لهستانی توسط آلمانی‌ها ربوده می‌شدند تا فرآیند آلمانی‌سازی بر روی آن‌ها اعمال شود.

قربانیان دیگر گروه‌های هدف نازی‌ها

کولی‌ها (Romani)

نازی‌ها و متحدانشان نزدیک به ۲۲۰٬۰۰۰ کولی را در طی آنچه که خود Pořajmos می‌نامند کشتند، معادل ۲۵٪ جمعیت این گروه در اروپا.

از سال ۱۹۴۲، کولی‌ها تحت همان قوانین محدودکننده یهودیان قرار گرفتند. هیملر دستور داد کولی‌ها و نیمه‌کولی‌های کوچنده به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شوند و نشان سیاه‌رنگ بر لباس خود بزنند.

در بلژیک، فرانسه و هلند، کولی‌ها در اردوگاه‌های ویژه اسکان داده شدند، اما در شرق اروپا به اردوگاه‌های کار اجباری منتقل شده و بسیاری کشته شدند.

در کرواسی، حدود ۲۸٬۰۰۰ نفر از کولی‌ها کشته شدند.

مخالفان سیاسی و مذهبی

کمونیست‌ها، سوسیالیست‌ها و فعالان اتحادیه‌های کارگری نخستین هدف نازی‌ها بودند و به اردوگاه‌های مرگ فرستاده شدند.

شاهدان یهوه به دلیل امتناع از سوگند وفاداری و خدمت نظامی، به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند و علامت مثلث صورتی بر لباس خود داشتند. از حدود ۲٬۷۰۰ تا ۳٬۳۰۰ نفر، تقریباً ۱٬۴۰۰ نفر کشته شدند.

مردان همجنسگرا

نزدیک به ۱۰۰٬۰۰۰ مرد همجنسگرا در آلمان دستگیر شدند. حدود ۵۰٬۰۰۰ نفر به زندان رفتند و بین ۵٬۰۰۰ تا ۱۵٬۰۰۰ نفر به اردوگاه‌های کار اجباری منتقل شدند.

در این اردوگاه‌ها، مردان همجنسگرا باید نشان مثلث صورتی می‌زدند و صدها نفر نیز اخته شدند. زنان همجنسگرا کمتر مورد آزار قرار گرفتند.

سیاه‌پوستان

شمار آفریقایی-آلمانی‌ها در آلمان میان ۵٬۰۰۰ تا ۲۵٬۰۰۰ نفر بود.

آن‌ها در آلمان و مناطق اشغالی مورد اذیت، اخته‌سازی و محدودیت قرار گرفتند، اما برنامه‌ای سیستماتیک برای نابودی آن‌ها وجود نداشت.

پیامدهای هولوکاست

محاکمه‌ها

دادگاه نورنبرگ (۱۹۴۵–۱۹۴۶):
این دادگاه، زنجیره‌ای از محاکمات نظامی بین‌المللی بود که برای محاکمه رهبران آلمان نازی برپا شد. نخستین دادگاه شامل ۲۲ فرمانده سیاسی و نظامی بود و علیه هفت سازمان نازی نیز کیفرخواست صادر شد: کابینه رایش، اس‌اس، زیکه‌هایتس‌دینتس، گشتاپو، اس‌آ و صدارت عظمی.

جرایم مورد رسیدگی:
شراکت در توطئه برای برهم زدن صلح، برنامه‌ریزی و آغاز جنگ تهاجمی، جنایت‌های جنگی و جنایت علیه بشریت.

حکم‌ها:
از تبرئه تا اعدام. یازده نفر از جمله ریبنتروپ، کایتل، روزنبرگ و یودل اعدام شدند. ریبنتروپ به‌عنوان نقش اصلی در اجرای «راه‌حل نهایی مسئله یهود» شناخته شد.

دادگاه‌های متعاقب:
میان ۱۹۴۶–۱۹۴۹، ۱۸۵ متهم دیگر نیز محاکمه شدند. آلمان غربی پس از ۱۹۵۸ گروه ویژه‌ای برای محاکمه نازی‌ها تشکیل داد.

محاکمه آدولف آیشمان (۱۹۶۱–۱۹۶۲):
توسط موساد در آرژانتین دستگیر و به اسرائیل برده شد. با ۱۵ کیفرخواست شامل جنایت علیه بشریت و یهودیان محاکمه و در ژوئن ۱۹۶۲ به دار آویخته شد. این محاکمه توجه جهانی به هولوکاست را تجدید کرد.

جبران خسارات

آلمان و بازماندگان یهودی:

مارس ۱۹۵۱: اسرائیل درخواست ۱٫۵ میلیارد دلار از آلمان فدرال کرد؛ پس از مذاکرات این رقم به ۸۴۵ میلیون دلار کاهش یافت.

۱۹۸۸: آلمان غربی ۱۲۵ میلیون دلار دیگر پرداخت کرد.

شرکت‌ها:

ب‌ام‌و، دویچه بانک، فورد، اوپل، زیمنس و فولکس‌واگن به دلیل بهره‌گیری از کارگران اجباری مورد شکایت قرار گرفتند.

بنیاد «یادآوری، مسئولیت و آینده» (۲۰۰۰):
۴٫۴۵ میلیارد یورو به قربانیان کار اجباری پرداخت شد (حدود ۷٬۶۷۰ یورو برای هر نفر).

پرداخت‌های اخیر:

۲۰۱۳: ۷۷۲ میلیون یورو برای خدمات اجتماعی و دارو برای ۵۶٬۰۰۰ بازمانده هولوکاست در سراسر جهان.

۲۰۱۴: شرکت راه‌آهن دولتی فرانسه ۶۰ میلیون دلار به بازماندگان آمریکایی-یهودی پرداخت کرد (هر نفر تقریباً ۱۰۰٬۰۰۰ دلار) به خاطر نقش در جابجایی ۷۶٬۰۰۰ یهودی به اردوگاه‌های مرگ بین ۱۹۴۲–۱۹۴۴.

هیستوریکشترایت و مسئله یکتایی هولوکاست

پیش‌زمینه

در دهه‌های نخست مطالعات هولوکاست، پژوهشگران این رویداد را به‌عنوان یک قتل‌عام یکتا به دلیل گستره، شدت و حساسیت آن می‌دیدند. نورا لوین در کتاب «جهان آشوویتس» آن را «کُره‌ای جدید بر روی زمین» توصیف کرده بود.

اما در دهه ۱۹۸۰، در آلمان غربی، بحثی تحت عنوان Historikerstreit («مشاجره تاریخ‌دانان») شکل گرفت که تلاش‌هایی برای بازتعریف هولوکاست در تاریخ‌نگاری را زیر سؤال برد.

استدلال ارنست نولته

ژوئن ۱۹۸۶: ارنست نولته مقاله‌ای در روزنامه فرانکفورتر آلگماینه زایتونگ منتشر کرد و استدلال کرد که هولوکاست باید در بستر تاریخی گسترده‌تر، از جمله اقدامات استالین و گولاگ‌ها، بررسی شود.

او تأکید داشت که تمرکز صرف بر «راه‌حل نهایی» باعث غفلت از دیگر برنامه‌های نازی‌ها، اقدامات ضد شوروی و دیگر جنایات جهانی می‌شود.

نولته آشوویتس را پاسخی به ترس هیتلر از اتحاد شوروی و پیش‌درآمدی بر «پاکسازی کامل» نهادهای استالینی می‌دانست.

انتقادها:

دبرا لیپشتات (۱۹۹۴) استدلال نولته را نوعی انکار هولوکاست دانست که برای «عادی‌سازی» اعمال آلمان در جنگ مطرح شده بود.

ابرهارد یاکل پاسخ داد که هیچ کشوری پیش از این تصمیم نگرفته بود گروه خاصی از انسان‌ها، شامل زنان، کودکان و سالمندان، به‌طور سیستماتیک و با تمام امکانات کشور قتل‌عام شوند.

پیامدهای Historikerstreit

این مناقشه، بحث مقایسه‌پذیری هولوکاست با دیگر رویدادهای تاریخی را گشود.

برخی تاریخ‌دانان مانند دن استون دیدگاه یکتایی هولوکاست را زیر سایه تحلیل‌های مربوط به استالینیسم، پاکسازی قومی و طرح جامع نازی‌ها برای «مرتب‌سازی جمعیتی اروپا» قرار دادند.

ویژگی‌های یکتایی هولوکاست

ریچارد اونز (۲۰۱۵) ویژگی‌های متمایز هولوکاست را چنین برمی‌شمارد:

گستره فراملی: محدود به زمان یا مکان خاص نبود، بلکه دشمنی جهانی با یهودیان و گروه‌های هدف دیگر دنبال می‌شد.

هدف جمعیتی و ایدئولوژیک: پاکسازی نژادی و زیربناسازی جمعیتی اروپا، به ویژه اروپای شرقی، برای پیاده‌سازی طرح بزرگ نازی‌ها.

روش‌های صنعتی: قتل‌عام به شیوه صنعتی و سازمان‌یافته انجام شد، نه به‌صورت پراکنده یا محلی.

ایدئولوژی نژادی: تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات بر اساس ایدئولوژی نژادی و دیدگاه‌های جهان‌شمول شکل گرفت.

روز جهانی قربانیان هولوکاست

در یکم نوامبر ۲۰۰۵، مجمع عمومی سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه‌ای به پیشنهاد آمریکا، استرالیا، اسرائیل، کانادا و روسیه، با حمایت ۱۰۴ کشور و اجماع تصویب کرد که انکار هولوکاست قابل پذیرش نیست و بیست و هفتم ژانویه را به‌عنوان روز جهانی یادمان هولوکاست نامگذاری کرد.

ایران تنها کشوری بود که با این قطعنامه مخالفت کرد و بررسی مسئله هولوکاست در مجمع عمومی سازمان ملل را اقدامی در راستای اهداف واشینگتن و متحدانش دانست.

انکار هولوکاست

انکار هولوکاست اندیشه‌ای است که بر اساس آن، نسل‌کشی توسط آلمان نازی در جریان جنگ جهانی دوم رخ نداده یا شمار قربانیان بزرگ‌نمایی شده است.

ناصر مکارم شیرازی، یکی از مراجع تقلید، کشتار یهودیان توسط رژیم نازی را «خرافه» توصیف کرده است.

محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور پیشین ایران، از سرشناس‌ترین انکارکنندگان هولوکاست بود و به دلیل این موضع، از سوی برخی مقام‌های جامعه جهانی، از جمله دبیرکل سازمان ملل متحد مورد انتقاد قرار گرفت.

در برخی کشورها مانند آلمان، فرانسه و اتریش، زیر سؤال بردن نسل‌کشی هولوکاست جرم محسوب می‌شود. هدف این قوانین جلوگیری از انکار واقعیت‌های تاریخی، یهودستیزی و سوءاستفاده نژادپرستان و هواداران حزب نازی اعلام شده است.

تبلیغ کسب‌وکار شما در تمام صفحات داخلی

نمایش تبلیغات شما در تمام صفحات داخلی وبسایت به همراه دریافت لینک فالو برای بهبود سئو سایت تان. برای مشاوره و رزرو روی لینک زیر کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *