اسطورهشناسی ایرانی
اسطورهشناسی ایرانی یا افسانههای ایران، مجموعهای از روایتهای اساطیری است که ریشه در باورها و فرهنگ ایرانیان باستان و دیگر مردمان ایرانی دارد. این افسانهها نوعی فولکلور باستانی به شمار میروند و به موضوعاتی مانند منشأ و ماهیت جهان، زندگی و کردار خدایان، قهرمانان، موجودات افسانهای و همچنین آیینها و سنتهای ایرانیان باستان میپردازند.
پژوهشگران امروزی این اسطورهها را بررسی میکنند تا نه تنها جنبههای مذهبی و سیاسی ایران باستان، بلکه تأثیرات گسترده فرهنگ ایرانی در مناطق مختلف جهان از جمله غرب آسیا، آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و قفقاز جنوبی را روشن سازند. این مناطق در طول تاریخ برای مدتهای طولانی تحت سلطه سلسلههای گوناگون ایرانی قرار داشتند و به همین دلیل، بسیاری از عناصر فرهنگ ایران در آنها ریشه دواند. در برخی از این سرزمینها، حتی با گذشت زمان، جوامع ایرانی توانستند هویت فرهنگی خود را حفظ و تقویت کنند.
ویژگیهای اسطورهشناسی ایرانی
- پیوند مستقیم با باورهای مذهبی و آیینهای باستانی
- حضور قهرمانان و موجودات فراطبیعی در روایتها
- تأثیرگذاری بر ادبیات و هنر سایر فرهنگها
- گستردگی جغرافیایی نفوذ، همپوشان با فلات ایران
مناطق تأثیرپذیر از فرهنگ ایران
منطقه | میزان تأثیرپذیری از فرهنگ ایران |
---|---|
غرب آسیا | بسیار زیاد، به دلیل همجواری و سلطه امپراتوریها |
آسیای مرکزی | پررنگ، بهواسطه مهاجرتها و ارتباطات تجاری |
آسیای جنوبی | قابل توجه، بهویژه در آیینها و باورهای دینی |
قفقاز جنوبی | عمیق، به دلیل استقرار طولانیمدت مردمان ایرانی |
پیشینه اسطورهها و عقاید پیشآریایی در ایران
پیش از برآمدن مادها، تمدنهای آریایی پراکندهای در ایران وجود داشتند که از نظر زبانی، نژادی و مذهبی با همسایگان بیرون از فلات ایران تفاوت داشتند. این اقوام گاهی با یکدیگر همبستگیهایی نیز نشان میدادند.
از مهمترین آنها میتوان به لولوبیها، گوتیها، کاسیها و اورارتوها اشاره کرد. در جنوبغربی ایران نیز ایلامیان تمدنی کهن و شناختهشده داشتند. هرچند بهطور سنتی آنها آریایی دانسته نمیشدند، برخی نظریات جدید بر این باورند که ایلامیان نیز ریشههایی آریایی داشتهاند و در مقطعی از تاریخ، بخشی از همان مهاجرانی بودند که به دلایل اقلیمی و کمبود منابع غذایی به مناطق شمالی و سپس دیگر سرزمینها کوچ کردند.
این اقوام در مناطق جنوبی، غربی و شمالغربی ایران ساکن بودند و هر یک اساطیر ویژه خود را داشتند. اگرچه اطلاعات اندکی از اساطیرشان باقی مانده، اما شباهتهایی میان باورهای کاسیها و تمدنهای بعدی مانند مادها و پارسها دیده میشود. همچنین اساطیر ایلامیان که از نظر زبانی به دراویدیهای هند نزدیک بودند، اشتراکاتی با روایتهای مندرج در ریگودا دارند.
با قدرتگیری مادها و سپس پارسها، مرحلهای تازه در اسطورهشناسی ایرانی آغاز شد که بعدها به عنوان اساطیر جامع ایران شناخته شد. پژوهشگران معتقدند که پیش از این دوره، شاخهای از آریاییان از ایران به هند مهاجرت کردند؛ به همین دلیل، اساطیر کهن هندی و ایرانی شباهتهای چشمگیری به یکدیگر دارند.
نکات مهم در مورد اساطیر پیشآریایی
- برخی اقوام مانند ایلامیان دارای اساطیر منحصر بهفرد بودند.
- کاسیها شباهتهای نامی و مفهومی با اساطیر ایرانی بعدی داشتند.
- ریگودا مهمترین منبع برای بازسازی اساطیر مشترک هند و ایران است.
- اساطیر ایرانی تحت تأثیر اساطیر بومی فلات ایران و میانرودان شکل گرفتند.
اقوام و جایگاه آنها در فلات ایران
قوم | منطقه استقرار | ویژگیها و ارتباطات فرهنگی |
---|---|---|
لولوبیها | غرب ایران | اقوام بومی با اساطیر خاص |
گوتیها | شمالغرب ایران | ارتباط محدود با همسایگان |
کاسیها | زاگرس | شباهت اساطیر با مادها و پارسها |
اورارتوها | شمالغرب ایران | فرهنگ مستقل با همبستگیهای منطقهای |
ایلامیان | جنوبغرب ایران | تمدن کهن، اشتراک با دراویدیها و ریگودا |
ریشههای اساطیر آریایی
اساطیر ایرانی و هندی در بسیاری از موارد شباهتهای چشمگیری با یکدیگر دارند؛ این شباهتها حتی در سطح نام اشخاص و مکانها نیز دیده میشود. نزدیکی زبانی این دو گروه، ریشههای مشترک فرهنگی و اساطیری آنها را تأیید میکند. به همین دلیل میتوان گفت که در گذشتههای بسیار دور، سرچشمه اساطیر این دو ملت یکی بوده است.
اما با مهاجرت آریاییها به سرزمین هند، تغییرات مهمی در باورها و اساطیر آنان پدید آمد. شرایط اقلیمی متفاوت و تماس با اقوام بومی هند موجب شد که اساطیر و آیینهای آنان شکل تازهای به خود بگیرد. با این حال، عناصر بنیادین مشترکی همچنان در هر دو اسطورهنامه باقی ماند.
نکات کلیدی درباره شباهتها
- حضور نیروهای خیر و شر در هر دو اسطورهنامه
- شباهت نام خدایان در فرهنگ هندی و ایرانی
- تقدس آتش و جایگاه مهم آن در آیینها
- اجرای مراسم قربانی برای خدایان به شکل مشابه
- امکان یکی بودن ریشه اقوام ایرانی و هندی در گذشتههای دور
مقایسه اساطیر ایرانی و هندی
ویژگی | اساطیر ایرانی | اساطیر هندی |
---|---|---|
نیروی خیر و شر | پررنگ و جدال دائمی | پررنگ و جدال دائمی |
خدایان | نامها مشابه با خدایان هندی | نامها مشابه با خدایان ایرانی |
تقدس آتش | مقدس و ستایششده | مقدس و ستایششده |
آیین قربانی | برای خدایان انجام میشد | برای خدایان انجام میشد |
تأثیر محیط و اقوام | متأثر از اقوام فلات ایران | متأثر از اقوام بومی هند |
شکلگیری اساطیر ایرانی
کهنترین نشانههای باستانی اساطیر ایران در اوستا و بهویژه در بخش یشتها دیده میشود. یشتها در اصل سرودهایی نیایشی هستند و به همین دلیل، اشارات مستقیمی به اساطیر در آنها کم است. با این حال، همان اشارههای کوتاه و سربسته درباره شخصیتهای اساطیری بسیار ارزشمندند و به پژوهشگران کمک کردهاند تا صورت کهن نامها و روایتها را بازسازی کنند.
مفصلترین منابع موجود درباره اساطیر ایرانی در نوشتههای زرتشتی به زبان فارسی میانه حفظ شده است. بیشتر این آثار در اوایل دوره اسلامی تدوین شدهاند، اما اساس آنها بر متون متأخر دوران ساسانی استوار است. برخی از این نوشتهها حتی مطالبی درباره رویدادهای پس از حمله عرب به ایران را نیز دربردارند.
آثار مهم درباره اساطیر ایران
- بندهشن
- دینکرد
- گزیدههای زادسپرم
- روایت پهلوی
پیش از پژوهشهای نوین، تاریخ ایران در روایتهای سنتی با اساطیر آغاز میشد و بهتدریج به پادشاهان تاریخی میرسید. اما با گسترش نگاه انتقادی، بسیاری از شخصیتهای اسطورهای یا حماسی، وجهه تاریخی خود را از دست دادند و در شمار شخصیتهای صرفاً «اسطورهای» یا «نیمهتاریخی» قرار گرفتند. برای نمونه، شاهان پیشدادی که در گذشته نخستین شاهان ایران و جهان شمرده میشدند، امروزه بیشتر در قالب شخصیتهای افسانهای تحلیل میشوند.
جایگاه اساطیر در تاریخنگاری
رویکرد سنتی | رویکرد نوین و انتقادی |
---|---|
آغاز تاریخ با اسطوره و آفرینش جهان | جداسازی اساطیر از تاریخ واقعی |
پادشاهان پیشدادی = نخستین شاهان واقعی | پادشاهان پیشدادی = شخصیتهای اسطورهای یا نیمهتاریخی |
اسطوره = واقعیتی مسلم و ابدی | اسطوره = روایت نمادین و فرهنگی |
باید توجه داشت که تاریخنگاری مبتنی بر اسطوره تنها مختص ایرانیان نبود؛ در بسیاری از تمدنهای کهن، تاریخ عالم با روایت خلقت آغاز میشد و سپس تا زمان حال ادامه پیدا میکرد.
اساطیر کهن ایرانی
بنیان اساطیر ایرانی بر نبرد میان نیکی و بدی استوار است. اقوام هندوایرانی دو دسته اصلی از خدایان را باور داشتند:
اهورهها
دیوان
در گذر زمان، خصلت این دو گروه در فرهنگ ایرانی و هندی مسیر متفاوتی یافت. نزد هندیان، اهورهها به خدایان بد و دیوان به خدایان نیک تبدیل شدند؛ در حالی که نزد ایرانیان برعکس، اهورهها خدایان نیک و دیوان خدایان شرور شناخته شدند. برای هر دو دسته از خدایان قربانی میکردند: قربانی برای خدایان شرور بهمنزله باج دادن بود تا از آزارشان در امان بمانند و قربانی برای خدایان نیک در طلب یاری و برکت انجام میگرفت.
نمای کلی جهان در باورهای اساطیری ایرانیان پیش از زرتشت
- زمین همچون صفحهای گرد و هموار شبیه یک بشقاب تصور میشد.
- آسمان از جنسی سخت و سنگی همچون الماس پنداشته میشد.
- در آغاز، زمین بیحرکت و ثابت بود.
- با نخستین تازش اهریمن، جهان دگرگون شد: کوهها پدید آمدند، رودخانهها جاری شدند و ستارگان و ماه به حرکت درآمدند.
- جهان به هفت اقلیم تقسیم شد که مرکز آن خونیرث بود و شش سرزمین دیگر به صورت اقماری پیرامون آن قرار داشتند.
- آسمان سه طبقه داشت: ستارهپایه، ماهپایه و خورشیدپایه.
- کوه تیره در البرز، مرکز عالم دانسته میشد.
مقایسه دیدگاههای ایرانی و هندی درباره اهورهها و دیوان
فرهنگ | اهورهها (اسورهها) | دیوان |
---|---|---|
ایرانیان | خدایان نیک | خدایان شرور |
هندیان | خدایان بد | خدایان نیک |
نبرد خیر و شر در اساطیر ایرانی
در اساطیر ایرانی، بیش از هر چیز تقابل خیر و شر برجسته است. تفکر ایرانی همواره در پی این ردهبندی بوده و به آن جنبهای اخلاقی بخشیده است. در این نگاه، نه انسان در برابر خدا، بلکه دو نیروی بنیادین ــ خیر و شر ــ در برابر هم قرار میگیرند: یکی نمایانگر راستی، خوشبویی و روشنایی و دیگری نماد ناراستی، بویناکی و تاریکی.
یکی دیگر از عناصر مهم در این چارچوب، مفهوم شاه و فرّه ایزدی است. شاهی که در خدمت نیکی باشد، از فرّه برخوردار است و در صورت دوری از مسیر نیک، این فرّه از او گسسته میشود. چنین مفهومی نشان میدهد که ریشههای فرهنگی ایران باستان بهشدت با اخلاق و ارزشهای دوگانه خیر و شر پیوند داشته است.
پیام اصلی اساطیر ایرانی
- پایبندی به راستی و دوری از دروغ
- تلاش برای خدمت به خیر و مبارزه با شر
- اهمیت وفاداری به الگوی نیک در زندگی فردی و اجتماعی
- پیوند اخلاق با مشروعیت سیاسی و فرّه شاهی
منابع مهم اساطیر ایرانی
بخشی از کهنترین نمونههای اساطیر ایرانی در اوستا، بهویژه در یشتها آمده است. هرچند یشتها بیشتر سرودهای نیایشیاند و اشارههایشان به اسطورهها کوتاه و سربسته است. مفصلترین متون اساطیری ایران در آثار زرتشتی به زبان فارسی میانه باقی ماندهاند که تدوین نهایی آنها عمدتاً در اوایل دوره اسلامی صورت گرفت. این متون بر پایه منابع اواخر دوره ساسانی نوشته شدند و گاه مطالبی مربوط به رویدادهای پس از حمله عرب نیز به آنها افزوده شد.
آثار مهم زرتشتی درباره اساطیر ایران | توضیح |
---|---|
بندهش | کتابی دربردارنده روایت آفرینش و ساختار جهان |
دینکرد | مجموعهای از آموزههای دینی و اساطیری |
گزیدههای زادسپرم | اثری در شرح باورهای دینی و اساطیری |
روایت پهلوی | مجموعهای از پرسش و پاسخهای دینی و اساطیری |
پیام جاودانه اساطیر ایرانی
اگرچه امروزه اسطورهها برای بسیاری از ما معنای اولیه خود را از دست دادهاند، اما پیام اصلی آنها همچنان روشن است:
خدمت به نیکی، وفاداری به راستی و پرهیز از دروغ.
نیروهای شر در اساطیر ایران
در اساطیر ایران، چیزی که در همهٔ روایتهای اساطیری دیده میشود، حضور شر و نیروهای نگهبان پلیدی در جهان است. این نیروهای شر، که بهعنوان دستیاران اهریمن یا انگرهمینو شناخته میشوند، با نامهای دیو و دروج یاد شدهاند.
دیوان و دروجان هم جنسیت مذکر دارند و هم مؤنث، و در برابر هر نیکی در جهان، یک پلیدی قرار گرفته است. بهعبارت دیگر، برای هر صفت یا پدیدهٔ مثبت، دیوی موکل بر صفت منفی آن وجود دارد.
نمونههایی از تقابل نیکی و پلیدی:
- در برابر زندگی، مرگ
- در برابر خوشی، رنج
- در برابر سلامت، بیماری
- در برابر گرما، سرمای سوزان
- در برابر راستی، دروغ
- در برابر باران، خشکسالی (موکل آن دیو اپوش است)
جدول تقابل نیروهای نیک و شر
نیکی | پلیدی / موکل آن |
---|---|
زندگی | مرگ |
خوشی | رنج |
سلامت | بیماری |
گرما | سرمای سوزان |
راستی | دروغ |
باران | خشکسالی (*اپوش*) |
به این ترتیب، در اساطیر ایران جهان همواره صحنهٔ جدال میان نیروهای پلیدی و نیروهای نیکو است؛ جدالی که یاوران آن، آفریدههای گیتیایی و نیک هستند.
اهورامزدا و انگرهمینو
اهورامزدا (با صورتهای مختلف: اهورمزد، اورمزدا، هرمزد، هورمزد، ارمس، هرمس و …) خدای بزرگ زرتشتیان است.
او سرور دانا، خیر مطلق، آفرینندهٔ جهان و سرچشمهٔ خرد و روشنایی به شمار میرود.
ریشهٔ نام
اهورا ← از ریشهٔ «اه» بهمعنای هستی و بودن، یا در معنای دیگر: سرور، بزرگ، مولا
مزدا ← از «من + ز + دا» بهمعنای «فکردهنده» یا «به یاد سپردن»
📖 در شاهنامه، این ترکیب بهصورت «خداوند جان و خرد» ترجمه شده است.
دشمن بنیادین: انگرهمینو
انگرهمینو (نام اوستایی اهریمن) به معنای «مینوی ستیزگر» است.
او نماد شر مطلق و دشمن نظم و نیکی است. در اسطورهها برای او ویژگیهای زشتی مانند سری بزرگ و هراسناک ذکر شده است.
اشکال تجسم اهریمن
اهریمن میتواند در سه صورت غیر از شمایل اصلیاش ظاهر شود:
- چلپاسه (مارمولک)
- مار
- جوان
- دیوان زاییدهٔ انگرهمینو
- ایشمه (دیو خشم)
- اژیدهاک (ضحاک شاهنامه) ← در اوستا بهصورت دیوی سهسر، ششچشم و سهپوزه با بدنی پوشیده از چلپاسه و عقرب تصویر شده است.
جدول تقابل اهورامزدا و انگرهمینو
اهورامزدا (خیر مطلق) | انگرهمینو (شر مطلق) |
---|---|
سرور دانا، آفرینندهٔ جهان | مینوی ستیزگر و برهمزنندهٔ نظم |
روشنایی، راستی، تندرستی | تاریکی، دروغ، بیماری، پلیدی |
فرجام: پیروزی نهایی بر اهریمن | فرجام: نابودی به دست اهورامزدا |
🔮 بر پایهٔ متون زرتشتی، در پایان جهان، اهورامزدا بر اهریمن پیروز میشود و پس از آن، تنها نیکی، نور و تندرستی در گیتی باقی خواهد ماند.
ایزدان و امشاسپندان
در اوستا، داستان ایزدان و موجودات افسانهای بیشتر در یشتها بیان شده است. یشتها مجموعهای از سرودهای کهن هستند که بسیاری از آنها ریشه در اساطیر پیش از زرتشتی دارند. برای نمونه:
آبانیشت (یشت ۵) به ایزدبانو آناهیتا اختصاص دارد.
مهریشت به میترا پرداخته است.
امشاسپندان در اوستا، فروزهها و صفات اهورامزدا به شمار میروند و گاهی نیز به عنوان فرشتگان عالیمقام و یاران او معرفی میشوند. آنها در روند آفرینش جهان و همچنین در پایان آن نقشی مستقیم ایفا کرده و هر یک، گروهی از ایزدان همکار را در اختیار دارند. در زندگی انسانها نیز، بنا بر نیایش، نذر و قربانی، به یاری مردمان میآیند.
در مقابل، ایزدان در مرتبهای پایینتر از امشاسپندان قرار دارند؛ با این حال بسیاری از وظایف و اختیارات مشابه را برعهده میگیرند. واژه «ایزد» در اصل به معنای موجودات ستودنی است.
جدول مقایسه امشاسپندان و ایزدان
ویژگی | امشاسپندان | ایزدان |
---|---|---|
جایگاه | فروزهها و صفات اهورامزدا؛ یاران عالیمقام | ردهای پایینتر از امشاسپندان |
نقش در جهان | دخالت مستقیم در آفرینش و پایان جهان | وظایف مشابه ولی در سطح پایینتر |
ارتباط با انسانها | یاریرسان از طریق نیایش، نذر و قربانی | ستودنی و کمککننده در امور مختلف |
تعداد و همراهان | هر یک دارای شمار زیادی ایزد همکار | کمتر و وابسته به امشاسپندان |
اسطورههای آفرینش و پایان جهان
در اسطورههای ایرانی، آفرینش جهان در مدت دوازده هزار سال اساطیری رخ میدهد که به چهار دورهٔ سههزار ساله تقسیم شده است. در دوران نخست، جهان مینوی است و در دورههای بعد، جهان مینوی و مادی توأماناند.
سه هزار سال نخست: جهان مینوی
- آغاز با تولد اورمزد و اهریمن از زروان
- جهان مینوی است؛ هنوز نه مکان و نه زمان شکل گرفته است
- جهان اورمزد: نور، زندگی، دانایی، زیبایی و خوشبویی
- جهان اهریمن: تاریکی، زشتی، بدبویی، غم و بیماری
آفرینشها در این دوره:
- امشاسپندان: سپند مینو، خرداد، مرداد، بهمن، اردیبهشت، شهریور، اسپندارمد
- ایزدان توسط اورمزد و دیوان توسط اهریمن آفریده شدند
- پیمان صلح: آخرین نبرد میان نیکی و بدی نه هزار سال بعد رخ خواهد داد
- اورمزد با نیایش «اهونور» اهریمن را به دوزخ میفرستد
سه هزار سال دوم: آفرینش گیتی
اورمزد آفرینش جهان مادی را آغاز میکند: آسمان، آب، زمین، گیاه، جانور و انسان
جشنهای گاهنبار به یاد این آفرینشها برگزار میشوند:
جشن | معنا و زمان | نماد آفرینش |
---|---|---|
مدیوزرم گاه | میان بهار، اردیبهشت | آفرینش آسمان |
مدیوشم گاه | میان تابستان، تیر | آفرینش آب |
پدیشه گاه | شهریور | آفرینش زمین |
ایاسریم گاه | مهر | آفرینش گیاه |
مدیاریم گاه | دی | آفرینش چهارپایان |
همسپهمدیم گاه | آخر سال | آفرینش انسان |
- پیشنمونهها: گاو → چهارپایان، کیومرث → انسان
- پایان دوره: اهریمن با یاری دیوان به هوش میآید و تصمیم میگیرد جهان را تهدید کند
سه هزار سال سوم: جدال خیر و شر
- اهریمن و دیوان با اورمزد و ایزدان درگیر میشوند
- گاو آفرینش توسط اهریمن کشته میشود و از تن آن غلات، گیاهان و جانوران پدید میآید
- از نطفه کیومرث، پس از چهل سال، شاخهای ریواس با ۱۵ برگ میروید
- مشیه و مشیانه: پدر و مادر انسانها
- اولین دروغ توسط آنان بر زبان میآید، اما پس از توبه، هفت جفت فرزند دارند
- نژاد ایرانی از سیامک و نشاک و نسل بعدی: فرواگ-فرواگین و سپس هوشنگ-گوزک
سه هزار سال چهارم: دوره وحی و دین زرتشتی
- ظهور زردشت و دریافت اسرار دین توسط اورمزد
- اعلام رسالت و پایهگذاری آیین مزدیسنا
- پس از مرگ زردشت، رهبری به ترتیب بر عهده اوشیدر، اوشیدرماه و سوشیانت قرار میگیرد
- دوره سوشیانت: تکامل موجودات اورمزدی و نابودی همه دیوان و چهارپایان اهریمنی
- پل چینود: داوری مردگان، پلی بین جهان مادی و جهان پس از مرگ
تاریخ اساطیری ایران
پیشدادیان
پیشدادیان اولین سلسله تاریخ اساطیری ایران هستند که نسبتشان به کیومرث میرسد. ویژگیهای مهم این سلسله عبارتاند از:
- آغاز تمدن بشری در ایران
- بهکارگیری آتش، فلزات و حیوانات
- اسیر کردن دیوان
این سلسله از کیومرث آغاز و به گرشاسپ ختم میشود. در اوستا، شخصیتهای پیشدادیان اغلب ایزدان نژاد و اساطیری هستند، اما در شاهنامه بهعنوان شاهانی دارای فره ایزدی معرفی شدهاند.
کیانیان
کیانیان دومین سلسله اساطیری ایران هستند و در شاهنامه فردوسی برابر دورههای حماسی قرار میگیرند. ویژگیهای این دوره:
- آغاز با کیقباد و پایان با دارای دارایان
- ظهور و تثبیت دین زرتشتی
- تمرکز بر جنگهای ایران و توران
- داستان آرش کمانگیر و اوج گرفتن رستم
برخی پژوهشگران، این شاهان را شاهان محلی شرق ایران میدانند. ابوریحان بیرونی هخامنشیان را برابر کیانیان فرض کرده و برخی شاهان کیانی را با پادشاهان تاریخی هخامنشی مرتبط دانستهاند، مانند آخرین شاه کیانی دارای دارایان برابر داریوش سوم.
آمیختگی تاریخ اساطیری و واقعی
- دورهای که روایت اساطیری با دادههای تاریخی (سنگنبشتهها و متون یونانی) همپوشانی دارد، سقوط ایران به دست اسکندر است
- روایت ایرانی دوران اسکندر و یونانیان کوتاه است و سلوکیان تقریباً نادیده گرفته شدهاند
- دوره اشکانیان ۴۵۰ ساله، در اساطیر ۲۰۰ سال برآورد شده است
- پایانی دوران اشکانیان به نبرد اردوان پنجم و اردشیر بابکان منتهی میشود و با منابع لاتین و ارمنی تطابق دارد
- دوره ساسانیان برآمده از تبار کیانیان معرفی میشود
موجودات و باورهای اسطورهای
برخی موجودات و مفاهیم اساطیری ایران عبارتاند از:
سیمرغ
دیو سپید و دیو خشم
دروج
اسفندارمذ و اردیبهشت
گاو سریشوک
هدیوش و آل
چمروش و مانتیکور
ادور و مرد خوار
خانه سوزان و نیکو
چکاوک، برزین و تینور
جدول سلسلهها و ویژگیها
سلسله | آغاز و پایان | ویژگیها و رخدادها |
---|---|---|
پیشدادیان | کیومرث → گرشاسپ | آغاز تمدن، استفاده از آتش و فلزات، اسیر کردن دیوان، فره ایزدی |
کیانیان | کیقباد → دارای دارایان | تثبیت دین زرتشتی، جنگهای ایران و توران، داستان آرش و رستم، مرتبط با هخامنشیان |
ساسانیان | آغاز پس از کیانیان | استمرار کیانیان، توسعه دین زرتشتی و حکومت تاریخی |
اساطیر متاخر ایران باستان
اساطیر زروانی
بازسازی اساطیر زروانی بسیار دشوار است، زیرا متن خالصی از آن باقی نمانده و تنها گزارشهای خارجی و استدلالهای پراکنده زرتشتیان در دست است. از این رو استفاده از منابع با احتیاط لازم است.
منابع تاریخی
هاشم رضی در کتاب «فرهنگ نامهای اوستا» اشاره میکند:
قدیمیترین مورخ درباره آیین زروانی: تئودور دومپو (۳۶۰ تا ۴۱۸ میلادی)
بر اساس نقلهای فتیوس، تئودور میگوید ایرانیان به زروان یا زورام اعتقاد داشتند
زروان خدای جهان بود که با قضا و قدر یا جبر و سرنوشت یکی دانسته میشد
مراسم قربانی زروان باعث تولد هرمسداس (اهورمزدا) شد، اما همزمان اهریمن نیز به وجود آمد
هاشم رضی همچنین به نقل از پلوتارک (۴۶ تا ۱۲۰ میلادی) و نیک کلبی نویسنده ارمنی قرن پنجم میلادی میپردازد:
گروهی دو خدا داشتند: یکی خالق نیکیها و دیگری خالق بدیها
زرتشت مغ، پنجهزار سال پیش از جنگ ترویا، خالق نیکی را هرمزس و خالق بدی را آرمنایوس (اهریمن) میخواند
خلاصهای از آموزههای زروانی
- اعتقاد به یک خدای جهان مرتبط با جبر و سرنوشت
- تولد همزمان خیر (اهورمزدا) و شر (اهریمن) از زروان
- باور به دو نیروی متضاد: نیکی و بدی
- تأثیر بر شکلگیری اساطیر ایرانی و زرتشتی
جدول تطبیقی اساطیر زروانی
مفهوم | نام در منابع زروانی | توضیح |
---|---|---|
خدای جهان | زروان / زورام | نماد قضا و قدر و جبر مطلق |
خالق نیکی | هرمسداس / هرمزد | متولد از زروان، نماد روشنایی و خوبی |
خالق بدی | اهریمن / آرمنایوس | متولد همزمان با هرمسداس، نماد شر و تاریکی |
هدف مراسم قربانی | – | ایجاد تعادل و تولد خدایان |
اساطیر مانوی
اساطیر همواره بهترین رسانه برای بیان نمادین اندیشه دینی به شمار میآیند و دین مانوی نیز از این قاعده مستثنا نیست. در دین مانوی، اساطیر ایرانی-گنوستیک به گونهای بیان شدهاند که بازتاب واقعیت و باورهای دینی هستند.
ویژگیهای اساطیر مانوی:
- مانویت به سبب التقاط فرهنگی، اساطیر ایرانی را در متنهای مانوی-ایرانی پذیرفته و به آنها جامه خدایان ایرانی پوشانده است.
- اسطورههای زروان و مهر نه تنها در ظاهر بلکه در بنیان با اساطیر ایرانی همسانی دارند.
- پژوهشها نشان میدهد که بررسی این اساطیر میتواند ما را به بنیانهای مشترک میان اساطیر گنوستیک و ایرانی برساند.
محققان برجستهای که در این زمینه کار کردهاند عبارتند از:
- راتیزنشتاین
- شدر
- بولتمان
- نیبرگ و بنونیست
با این حال، امروزه بیشتر پژوهشگران بر بنیان یهودی گنوستیسیسم تأکید دارند.
منابع اسطورههای ایرانی
برای شناخت اساطیر ایران پیش از اسلام منابع متعددی وجود دارد که شامل منابع هندی، ایرانی، یونانی، ارمنی و مانوی است.
- منابع هندی
- مهابهاراتا
- پورانا
- پانیشادها
- ریگ ودا
- برخی از متون هندی به دوره همزیستی ایرانیان و هندیان بازمیگردند و نشاندهنده یکسانی آرا و عقاید آنان است.
- منابع ایرانی
- اوستا، به ویژه کتاب یشت
- متون فارسی میانه زرتشتیان دوره ساسانی و سه قرن نخست اسلامی
- متون گجراتی پارسیان هند
- نوشتههای فارسی زرتشتیان ایران
- منابع خارجی
- متون یونانی و آشوری
- متون ارمنی
- نوشتههای مانوی
- منابع اسلامی
- آثار به زبان عربی و فارسی در دوره اسلامی
جدول مهمترین منابع اساطیری ایران
منبع | نوع محتوا | توضیح کوتاه |
---|---|---|
اوستا | دینی و اساطیری | شامل یشتها و ایزدان ایرانی قبل از زرتشت |
گزیدههای زادسپرم | متون پهلوی | توضیح در مورد ایزدان و اساطیر |
بندهش | متن پهلوی | آفرینش جهان و توضیح درباره امشاسپندان |
دینکرد | متن پهلوی | آموزههای دینی و داستانهای اساطیری |
شکند گمانیک ویزار | متن زرتشتی | روایتهای اساطیری و اخلاقی |
الفهرست ابن ندیم | عربی و فهرست متون | گزارش اساطیر و ادبیات تاریخی |
ملل و نحل شهرستانی | عربی | گزارش ادیان و اساطیر اقوام ایرانی |
آثار الباقیه ابوریحان بیرونی | فارسی | تاریخ و اساطیر ایران پیش از اسلام |
نکات کلیدی
اساطیر مانوی نشاندهنده همپوشانی میان باورهای ایرانی و گنوستیک است.
منابع متنوع شامل متون ایرانی، هندی، خارجی و اسلامی به پژوهشگران امکان میدهد تاریخ و اساطیر ایران را بازسازی کنند.
بسیاری از متون پهلوی و فارسی میانه، اساطیر و آموزههای دینی پیش از اسلام را به نسلهای بعد منتقل کردهاند.
اساطیر ایرانی در دوره اسلامی
با آمدن اسلام به ایران، بسیاری از اسطورههای ایرانی کنار گذاشته شدند یا دستکم از رونق و رسمیت افتادند. این اساطیر شامل موارد زیر بود:
خلقت جهان
کردارهای ایزدان و نیروهای فراطبیعی
پیشبینیهای مربوط به پایان جهان
با این حال، کردارهای شخصیتهای اسطورهای در قالب حماسه به زبان فارسی نو منتقل شد و تا حد زیادی حفظ گردید. برجستهترین نمونه آن، شاهنامه فردوسی است که در دوران اسلامی نوشته شده و از نظر ادبی و حماسی بر دیگر آثار پیشین برتری دارد.
اندرآمیختگی اساطیر ایرانی و سامی
با ورود اسلام، اساطیر سامی و ایرانی به تدریج با یکدیگر تلفیق شدند. برخی ایرانیان تلاش کردند میان شخصیتهای اسطورهای این دو نظام اسطورهای همارزی برقرار کنند.
مثال: در اساطیر ایرانی، پدر و مادر نخستین انسانها، آیودامن (مشیا) و مشیانه هستند.
در دوران اسلامی، آیودامن با آدم (نخستین انسان در اساطیر سامی) یکی گرفته شد.
این اندرآمیختگی با گذر زمان فزونی یافت و نشاندهنده تلاش ایرانیان برای همخوانی میان سنتهای کهن و باورهای تازه وارد است.
استمرار اساطیر نزد زرتشتیان
اساطیر ایرانی نزد اقلیت زرتشتی ادامه حیات یافت و دستخوش تغییراتی شد، بهویژه در پیشبینیهای آخرالزمان:
- توجه بیشتر به مهاجمان تازی و دین تازهوارد
- بازتاب این تغییرات در متون پهلوی پس از اسلام
- تدوین و بازنویسی آثار زرتشتی به زبان پارسی
بازماندههای اساطیری در هنر اسلامی
- بسیاری از نمادها و انگارههای هنری در هنرهای اسلامی ایران بازمانده باورها و اساطیر پیش از اسلام هستند.
- هنرمندان ایرانی با تکرار این نقشمایهها تلاش کردهاند یاد شکوه و مجد اجداد را زنده نگاه دارند.
- استمرار این سنتها تا امروز نشاندهنده پیوستگی فرهنگی و همگونی آرزوهای نسلهاست.